|
نوار غزه دارای آب و هوای معتدلی است؛ زمستانی ملایم و خشک و تابستانی گرم و توأم با خشکسالی دارد. سطح زمین مسطح یا هموار است و تپه های شنی نیز در کنار ساحل به چشم می¬خورد. منابع طبیعی فلسطین شامل زمین های قابل کشت است. حدود یک سوم از نوار غزه را زمین های آبی تشکیل می دهد. صنایع نوار غزه اغلب از تجارت های خانوادگی که به تولید منسوجات، صابون، حکاکی برچوب درخت زیتون و سوغاتی صدف مروارید می¬پردازد، تشکیل شده است. مهمترین محصولات کشاورزی نوار غزه عبارتند از: زیتون، مرکبات، سبزی جات، گوشت و لبنیات. صادرات اصلی عبارتند از: مرکبات و گل، در حالی که واردات اصلی را غذا، کالاهای مصرفی و مواد ساختمانی تشکیل می¬دهد. نوار غزه دارای شبکه کوچک و محدودی از راهها است. این منطقه همچنین دارای یک راه آهن یک خطه است که در طول نوار در مسیر شمال به جنوب از مرکز این منطقه می گذرد. با این وجود، این خط آهن بدون استفاده رها شده و خطوط اندکی از آن بر جا مانده است. این راه آهن سابقاً از جنوب به راه آهن مصر و از شمال به راه آهن سرزمین های اشغالی ختم می شد. باریکه غزه به همراه کرانه باختری 2 تکه از سرزمین فلسطین هستند که پس از اشغالگری سال 1948 یهودیان از اشغال به دور ماند. در سال 1949، پیمان صلح موقتی بین دولت جعلی اسراییل و مصر، اردن، سوریه ولبنان به امضا رسید که بنا بر مفاد آن، مرزهای سرزمین های اشغالی و فلسطین مشخص شده و نوار غزه تحت کنترل کشور اردن قرار داشت. به دنبال تجاوزگری رژیم اشغالگر قدس در سال 1967، غزه به همراه باقیمانده فلسطین و بیت المقدس به اشغال نظامی نیروهای اسراییلی در آمد. از دهه 1970 به بعد، رژیم صهیو نیستی شروع به ساخت 21 شهرک یهودی نشین در حوالی نوار غزه کرد که البته این شهرک ها در اوت 2005 تخلیه شد. جنبشهای مقاوت در نوار غزه با تجاوز گری های پی در پی رژیم صهیونیستی و نادیده گرفتن حق مسلم فلسطینیان و هم چنین سیل آوارگان فلسطینی که از سرزمین های اشغالی به نوار غزه و کرانه¬ی باختری پناهنده شده بودند، به تدریج بذر مقاومت در برابر دشمن غدار صهیونیستی در میان مسلمانان پاشیده شد و روزنه های امید برای ملت مظلوم فلسطین با تشکیل جنبش های مردمی ایجاد شد. از نخستین این جنبش ها می توان به جنبش "اخوان المسلمین" اشاره کرد که در سال 1967 در نوار غزه شروع به کار کرد. اخوان المسلمین فلسطین در آغاز کار در پی ایجاد تحولات اجتماعی بود. از این رو به ارایه خدمات اجتماعی و کمک آموزشی به مردم فلسطین روی آورد. حماس جنبش مقاومت اسلامی حماس یک جنبش اسلامی فلسطینی است که در سال 1987و دقیقاً چند روز پس از شروع انتفاضه اول شکل گرفت و اعلام موجودیت کرد. در واقع با افزایش نفوذ جنبش اخوان المسلمین فلسطین در میان مردم، جنبش مقاومت اسلامی (حماس) به عنوان شاخه نظامی در برابر اشغال¬گری اسراییل به وجود آمد. حماس از لحاظ ساختاری و سازمانی امتدادی از جنبش اخوان المسلمین است. جنبش حماس هدف از تشکیل خود را ایجاد دولت اسلامی و دموکراتیک اعلام کرده است و آزاد سازی همه سرزمین های فلسطینی از اهداف استراتژیک این جنبش محسوب می شود. این جنبش از بدو تأسیس تاکید داشت که مقاومت راه درست و کوتاه فلسطین و بازگشت مقدسات در دامان جهان اسلام و موجب بازگشت آوارگان به میهن¬شان خواهد بود. حماس در این راه هزاران شهید و مجروح و اسیر را تقدیم داشته که شهید احمد یاسین و دکتر عبدالعزیز رنتیسی در رأس شهدا قرار دارند. از دیگر اهداف حماس، تحقق مشروعیت سیاسی در کنار مقاومت و مبارزه مسلحانه است. این بود که حماس برای اولین بار در سال 2004 در انتخابات شوراهای محلی فلسطین شرکت کرد و توانست در تعدادی از مناطق به خصوص در نوار غزه به پیروزی هایی دست یابد. اوج قدرت نمایی حماس در عرصه سیاسی فلسطین شرکت در انتخابات پارلمانی در 25 زانویه سال 2006 بود که توانست 74 کرسی از 134 کرسی پارلمانی را تصاحب کند. مردم دنیا شاهد پیروزی حماس با بیش از 60 درصد آرا بودند. حماس با کسب اکثریت اعضای پارلمان اقدام به تشکیل دولت فلسطین به نخست وزیری اسماعیل هنیه کردند. دولت مردمی و قانونی حماس که با انتخابات ازاد و منطبق با اصول دموکراتیک انتخاب شده بودند، از همان شروع فعالیت با سنگ اندازی های امریکا و اسراییل مواجه شد. قدرت های استکباری تحمل دولتی در فلسطین را نداشتند که نه تنها کشور اسراییل را به رسمیت نمی¬شناسد بلکه مشی او مشی مبارزه و آزاد سازی سرزمین های اشغالی است. از این رو، از تمام ظرفیت خود استفاده کردند و هجمه های وسیعی را علیه دولت مردمی حماس به راه انداختند و با توطئه های گوناگون در صدد بر انداختن این دولت مردمی بر آمدند. در این راستا، دشمن امریکایی و صهیو نیستی با ترغیب جریان خیانتکار و خیانت پیشه ای در جنبش فتح که در رأس آن (محمد دهلان) قرار داشت، از فتح خواست که طرح جامعی را برای سرنگونی حماس تهیه کند. امریکا از این فتنه گری اهداف خاصی را پیگیری می کرد. در درجه اول، ایجاد تشتت و اختلاف بین نیروهای فلسطینی می توانست فضای درگیری را بین خود فلسطینیان بکشاند و با این اقدام، توان آنها با در گیری های داخلی تحلیل برود. همچنین افکارعمومی در سطح داخلی و خارجی معطوف به حل و فصل منازعات درونی شود و از مطالبه گری نسبت به آرمان فلسطین منحرف گردد. تا زمانی که فضای 2 قطبی مقاومت- سازش که در واقع از آن به تقابل حماس- الفتح تعبیر می شود، در عرصه سیاسی فلسطین وجود داشته باشد، زمینه مناسبی برای فتنه گری و سوء استفاده وجود دارد و مهره های امریکایی رژیم صهیونیستی می توانند از اتحاد مردم حول محور مقاومت و نماد آن یعنی دولت مردمی حماس جلو گیری کنند. البته حماس بعد از گذشت حدود یک سال و نیم از تشکیل دولت توانست در اقدامی به جا مواضع این جناح خائن را که از حمایت مالی و تسلیحاتی امریکا بر خوردار بودند، در نوار غزه شناسایی کند و به پاکسازی این مواضع بپردازد که در این جریان مستندات بسیاری مبنی بر همکاری این گروه با سازمان اطلاعاتی اسراییل یافت شد. محاصره غزه و فشار بر دولت مردمی حماس هدف اصلی دشمن صهیونیستی و دستگاه جنلیتکار امریکا، از پا در آوردن مقاومت در غزه است و مظهر این مقاومت یعنی دولت مردمی حماس. راهبرد رژیم صهیونیستی در این برهه، محاصره کامل باریکه غزه و فشار مضاعف به مردم فلسطین بوده تا از این طریق، بار افکار عمومی بر حماس را سنگین کند و به خیال خود آن را از پای در آورد.قطع کلیه ی راههای ارتباطی به غزه و انسداد گذر گاههای مرزی در این منطقه، جلوگیری از ورود امکانات اولیه نظیر سوخت، غذا، دارو، قطع نیروگاههای نوار غزه که عمدتاً در داخل خاک سرزمین های اشغالی قرار دارند، تلاش¬های دیپلماتیک نظیر رایزنی های سیاسی با گروههای فلسطینی مخالف مقاومت برای قطع رابطه با حماس، برگزاری کنفرانس¬های متعدد با موضوع صلح اعراب و اسراییل و متقاعد کردن سران عرب به برائت از حماس و مقاومت فلسطین و... از تلاش های رژیم امریکا برای تأمین امنیت سرزمین های اشغالی با حذف جنبش مقاومت اسلامی فلسطین است. اما اوج این فتنه گری ها، کنفرانس ادیان در نیویورک بود که سران خائن و منافق برخی کشور های عربی و اسلامی نیز در آن حضور داشتند. با دیدارهای مخفیانه، نقشه شوم حذف حماس با گزینه ی نظامی را پی ریزی کردند که این طراحی چند ماهه سبب حمله¬ی همه جانبه¬ی ارتش اسراییل به نوار غزه، مرکز اصلی دولت حماس شد. این عملیات نظامی که برای یک جنگ کوتاه مدت پیش بینی شده بود، شامل 3 مرحله و در هر مرحله با نیت دستیابی به اهداف مشخصی طراحی شده بود: مرحله ی اول جنگ، حملات هوایی و بمباران زیر ساختها و نقاط حساس شهر غزه را شامل می شد تا با گرفتن ابتکار عمل و اعمال راهبرد (زمین سوخته ) مقاومت را در مرحله ی اول زمین گیر کنند. زمین سوخته به زمینی اطلاق می شود که در آن، نه اراده مقاومت، نه سلاح مقاومت و نه استحکام مقاومت وجود داشته باشد. در واقع، پیشبرد این راهبرد، زمینه را برای ورود به مرحله دوم جنگ یعنی یورش زمینی با نیروهای زرهی و تصرف مناطق در گیر،فراهم می کند. البته اسراییل با دستپاچگی و بدون اتمام مرحله اول، وارد مرحله¬ی دوم جنگ شد تا زمان بندی پیش بینی شده را برای جنگ کوتاه مدت، بر هم نزند. یعنی ارتش اسراییل زمانی وارد غزه شدند که در آن هم اراده و هم سلاح و هم استحکام مقاومت وجود داشت و بیش از پیش خود نمایی می کرد. مرحله سوم جنگ هم مناقشات سیاسی و امتیازطلبی بعد از آن است که با پشتوانه ی سازمان های بین المللی و ناتوانی شورای امنیت در حل منازعه، در ظاهر به نفع اسراییل تمام می شد. اما اهداف و نتایج این حمله گسترده از چند منظر قابل بررسی است: 1-اهداف اسرائیل و امریکا برای ورود به عرصه درگیری 2-اهداف کشورهای عربی از همکاری در جنگ و یا سکوت مطلق (1) اهداف اسرائیل و امریکا از ورود به صحنه درگیری مهمترین هدف دشمن صهیونیستی در این جنگ از بین بردن مقاومت فلسطینی و در نهایت حذف آرمان فلسطین از صحنه¬های سیاسی و بین المللی بوده اما در پی این هدف شوم، اهداف دیگری پیگیری هم می شد: حذف کشور فلسطین و تحقق تجزیه آن و از بین بردن نام این کشور با الحاق غزه به مصر و کرانه باختری به اردن، سپس استفاده از غفلت و ساده لوحی سران این کشورها و بازپس گیری این مناطق و انضمام آن به سرزمین¬های اشغالی و تحقق سرزمین موعود یهودی. 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. (2) اهداف کشورهای عربی از همکاری در جنگ حکومت های عربی منطقه عمدتاً نظام¬هایی غیر ایدئولوژیک هستند که تنها مبتنی بر تضمین های داخلی و خارجی خود بنا نهاده شده اند و این تضمین¬ها در سنجش سود و زیان¬های شخصی معنا پیدا می¬کنند. عملاً مصر، عربستان و رژیم صهیونیستی 3 عضو مثلثی هستند که طرح حمله به غزه را طراحی و به اجرا گذارده¬اند. به گفته "میسان"، پژوهشگر فرانسوی در پایگاه اینترنتی ولتر«هیئت¬های مصر، اسرائیل و عربستان در ماه¬های سپتامبر و اکتبر 2008 در مصر گرد هم آمدند و در پایان این مذاکرات، هیئت¬های حاضر توافق کرده بودند که در صورت تحول انتخاباتی در امریکا، اسرائیل حمله وسیعی را به حماس آغاز کند که در این خصوص عربستان هزینه¬ی این عملیات را تقبل نماید و مصر نیز قرار است شبه نظامیان را به این منطقه وارد سازد.» این نخستین بار است که هزینه جنگ اسرائیل در منطقه را نه امریکا بلکه یک کشور عربی آن هم عربستان سعودی تأمین می¬کند. پیش تر هم فاش شده بود که سران عربستان، مصر و اردن در جریان تهاجم اسرائیل به غزه بوده¬اند. هفته نامه فلسطینی المنار با اشره به چراغ سبز عربستان سعودی به رژیم صهیونیستی برای حمله به غزه نوشته بود:«دو تن از مقامات اسرائیلی از جمله یکی از شخصیت¬های امنیتی بلند پایه این رژیم پیش از تجاوز به غزه با مسئولان سعودی در دبی دیدار کرده¬اند.» در جریان جنگ نیز اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفته بود که برخی از سران کشورهای عربی ادامه حملات اسرائیل علیه حماس و بمباران غزه را خواستار شده¬اند. اما چرایی همکاری صریح سران عرب در طراحی نقشه شوم شوم حمله به غزه مظلوم با وجود اشتراکات فراوان مردم غزه م ملت¬های عرب منطقه، جای تأمل دارد که در ذیل به برخی از این اهداف اشاره شده است: 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7.
+ نوشته شده در سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 0:28  توسط محمد رسولی امین
|
|
|
|
|