|
ويژگي هاي عصر امام خميني(ره) عصر امام خميني، قطعه اي نوراني از تاريخ بشر است که از ويژگي هاي منحصر به فردي برخوردار است. در اين جا به پاره اي از آن ها اشاره مي کنيم:
الف- تجديد حيات ديني و معنوي انسان معاصرموهبت آسماني انقلاب عظيم اسلامي که در حقيقت سرآغاز عصر جديدي در حيات بشري گرديد مبدأ زماني تجديد هويت معنوي و ديني و اسلامي انسان معاصر محسوب مي گردد، چنان که مقام معظم رهبري فرمودند: «انقلاب اسلامي هويت اسلامي را در دنياي اسلام و هويت معنوي را در کل جهان زنده کرد.»(1) تحليل گران زيادي به مانند رهبر حکيم انقلاب بر اين اعتقادند که تجديد حيات معنوي و ديني بشر «با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران آغاز شده است و به اين لحاظ دهه شصت را بايد اولين دهه از اين تجديد عهد محسوب داشت.»(2) به همين جهت بايد گفت: اگر بنا باشد تاريخي را براي احياي هويت ديني (در جهان معاصر) در نظر بگيريم آن تاريخ 1979 ميلادي است؛ يعني مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي ايران که خيزش عظيمي را براي تفکرات ديني در تمام اديان به وجود آورده است. آخرين آمارها در مورد احياي تفکر ديني که در سال 1990 م صورت پذيرفته نشان مي دهد که تقريباً 70% مردم اروپا احساس دينداري مي کنند. در تمام اديان از هندوئيسم گرفته تا بوديسم و ... و انواع فرقه هاي مسيحيت همه از يک نوع بازگشت به تفکر ديني خبر مي دهند و انقلاب اسلامي ايران موجب احياي تفکر ديني در جهان گشت. (3) صاحب نظران زيادي بر اين اعتقادند که تاثيرات انقلاب اسلامي بر تجديد حيات هويت ديني بشر بسيار عميق مي باشد. دکتر سعيد محمدالشهابي سردبير مجله معروف پرتيراژ العالم در اين باره مي گويد: «انقلاب اسلامي ايران نه تنها در جامعه اسلامي بلکه در اکثر جوامع تاثير اساسي بنيادي داشته است. بي شک طي بيست سال گذشته هيچ حرکتي به اندازه انقلاب ايران نتوانست بر جامعه بشري تاثيرگذار باشد، دين نقش اساسي و حياتي در اجتماع دارد و انقلاب اسلامي اين نور را بر بشريت تاباند و روشني بخشيد.» اگر بنا باشد تاريخي را براي احياي هويت ديني (در جهان معاصر) در نظر بگيريم آن تاريخ 1979 ميلادي است؛ يعني مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي ايران که خيزش عظيمي را براي تفکرات ديني در تمام اديان به وجود آورده است. وي اضافه نمود: «انقلاب اسلامي سبب شد تا روشنفکران و متفکرين ضرورت توجه به مسائل ديني و تاثير آن بر وجدان بشريت و افکار سياسي- اجتماعي را به خوبي مورد توجه قرار دهند. ما در عصر انقلاب اسلامي شاهد رجوع و تمسک مسلمين و غيرمسلمين به اهل دين شديم.(4) تاثيرات گسترده حضرت امام خميني و انقلاب اسلامي بر حيات ديني و معنوي انسان معاصر، توجه تحليل گران بين المللي را به شدت به خود جلب نموده است. شبکه اول تلويزيوني بي بي سي انگليس در يکي از قسمت هاي مجموعه برنامه مستند خود به نام «قرن دوم» که به مناسبت نزديک شدن قرن 21 تهيه کرده بود به بحث و بررسي پيرامون موضوع مورد اشاره پرداخته مي گويد: «آن چه در ايران در سال 1979 رخ داد نه تنها براي ايرانيان بلکه براي تمام اديان جهاني نقطه عطفي که از بازگشت ميليون ها نفر در سراسر دنيا به اصول گرايي مذهبي خبر مي دهد.» به گفته اين شبکه: «در سراسر جهان، پيروان ديگر اديان مانند مسيحيت، يهوديت و هندو نيز به اصول گرايي مذهبي روي آوردند؛ حتي در ترکيه نيز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود روند بازگشت به اصول اسلامي سرعت گرفته است.(5)
ب- بطلان نظريه هاي ضد دينيدر سال هاي متمادي پيش از انقلاب اسلامي «پيروزي نظريات مادي آن چنان حتمي به نظر مي رسيد که انديشوران قرن هيجدهم مانند «بيل» و فلاسفه دائره المعارفي فرانسه به طور کلي، مکان و منزلتي براي دين در آينده قائل نبودند، به همين نحو در قرن نوزدهم فلسفه هايي پديد آمد که يا به طور کلي منکر دين مي شد مانند فلسفه مارکس و يا خود مذهبي دروغين را جايگزين اديان آسماني مي کرد.(6) در قرن بيستم ماترياليست هاي شرقي و غربي به بسط مبارزه علني خود با دين و باورهاي ديني در سطح جوامع پرداختند اما سير تحولات تاريخي و وقوع انقلاب اسلامي ايران آن چنان شرايط موجود را در آخرين سال هاي قرن بيستم تغيير داد که نظريه پردازان بين المللي و جامعه شناسان ... با اعتراف به حيات مجدد دين در جوامع بشري به طرح نظريه «تجديد حيات ديني در قرن بستم» به عنوان يک نظريه معتبر علمي، طي سال هاي اخير پرداخته اند؛ از آن جمله گيدنز، جامعه شناس مشهور انگليسي، در فصلي از کتاب خود با عنوان پديده نوزايي ديني مي نويسد: «در گذشته سه غول فکري جامعه شناسي يعني «مارکس»، «دورکيم» و «ماکس وبر» با کم و بيش اختلافاتي فرآيند عمومي جهاني را به سمت سکولاريزيسيون و به حاشيه رفتن دين مي ديدند ولي از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامي ايران شاهد تحقق عکس اين قضيه هستيم؛ يعني فرآيند عمومي جهان روند معکوسي را آغاز و به سمت ديني شدن پيش مي رود.» (7) به بيان ديگر با وقوع معجزه انقلاب اسلامي به رهبري امام عظيم الشأن و گسترش خيره کننده حوزه نفوذ اديان بزرگ الهي- به ويژه دين مبين اسلام- امروز ديگر تحليل گران وقايع سياسي و تحولات اجتماعي به خود جرأت انکار جايگاه رفيع دين در اجتماع بشري و پيش بيني انزواي آن را در آينده جهان معاصر نمي دهند بلکه با چرخشي 180 درجه اي از مواضع پيشينيان خود تصريح مي نمايند: «بازي قدرت جهاني که در دهه هاي آينده پديد خواهد آمد بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام، مذاهب کاتوليک و مذاهب ديگر قابل درک نيست. (8) پيتر. ال. برگر (9) (Peter L Berger) از مشهورترين جامعه شناسان ديني و استاد دانشگاه بوستون (آمريکا) و مدير موسسه مطالعات فرهنگ اقتصاد در اين دانشگاه در اين زمينه مي نويسد: «جهان امروز جهاني به شدت ديني است و نمي توان آن را چنان که بسياري از تحليلگران نوگرا (خواه از روي تفنن و خواه از روي يأس) اعلام کرده اند جهاني سکولار ناميد. ... ميل به دين همواره در بشر وجود داشته است و از ميان بردن آن عملاً امري محال است. البته متفکران تندرو عصر روشنگري و اخلاف امروزي آن ها به چنين چيزي انديشيده و مي انديشند، ولي تاکنون اين ميل از ميان نرفته است.» «آنان که از نقش دين در تحليل مسائل جهان معاصر غفلت مي ورزند، مرتکب خطاي بزرگي مي شوند.» (10) ![]() ج- برائت جهاني از عقايد الحاديبا پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر بي اعتبار شدن مکاتب مادي و الحادي زمينه فروپاشي نظام هاي الحادي و تجديدنظر تئوري پردازان اين گونه نظام ها در عقايد مبنايي خود، فراهم گرديد. چنان که با گذشت يک دهه از پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از سران احزاب و نظام هاي کمونيستي و شخصيت هاي مارکسيست، با پشت پا زدن به عقايد باطل خود، از هرگونه عقيده اي که در تعارض مسلم با ايمان مذهبي، اعلام برائت نمودند. براي نمونه، الکساندر زوگانف رهبر حزب کمونيست روسيه، در اظهارنظرهاي صريح خود گفت: «ما از افکاري که وجود خداوند را انکار مي کند دست برداشته ايم.»(11) فيدل کاسترو، رهبر قدرتمند يکي از مقاوم ترين نظام هاي کمونيستي در دنيا، با افتاخار اعلام مي دارد: «تا وقتي که خدا بخواهد اداره کشور را در دست خواهم داشت. ابتدا خواست و اراده خدا، و پس از آن خواست و اراده مردم بالاتر از هر چيزي است!»(12) حشمت اوزال، شاعر برجسته و مارکسيست معاصر ترکيه نيز که سال ها به خاطر اعتقاداتش در زندان به سر برده، ضمن روي آوردن به اسلام اظهار داشت: «اصلاً از اعتقادات جديدم (اسلام) پشيمان نيستم، زيرا در زندان اين فرصت را داشتم که ارزش اعتقادات خود را بيابم.» وي مي گويد: «هموطنان من از گرسنگي ماوراء الطبيعه رنج مي برند؛ گرسنگي که فقط با قرآن رفع مي شود.» (13) ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه هم در گفت و گو با روزنامه فرانسوي فيگارو بعد از يادآوري اين مطلب که «اجراي فرايض ديني در شوروي سابق بدون خطر نبوده اما مادرش او را در کليسا غسل تعميد داده است» مي گويد: «من به نوبه خودم از اين که به کليساي ارتدوکس روسيه تعلق دارم افتخار مي کنم. اين تعلق مرا غني مي کند و يک ارتباط شخصي با ملتم و فرهنگش به وجود مي آورد.» (14) ![]() د- احياي فکر ديني در ميان سياستمدارانامروزه بر اثر قيام امام خميني (ره) بار ديگر ارزش هاي ديني در کانون توجهات جهاني قرار گرفته است، تا آن جا که حتي بسياري از سران کشورها و دولت ها در شرق و غرب عالم با همسو ديدن فضاي حاکم بر دنيا و کشورهاي خود با حرکت ولو آرام به سوي حقيقت دين و ... به تجليل از دين و اعتقادهاي ديني پرداخته اند، و دين به عنصري براي تحت تاثير قرار دادن بسياري از سياست هاي جاري دولت هاي جهان مبدل گشته است. نيکلاي چرون از سياست مداران معروف و رئيس حزب ملي ليبرال دموکراتيک روماني در ديدار با سفير جمهوري اسلامي در اين کشور با بيان اين مطلب که «انقلاب اسلامي پديده اي بي نظير در تاريخ است» اظهار داشت: «انقلاب اسلامي ايران هدف مهمي چون احياي ارزش هاي ديني در جامعه را دارد و روماني امروز نياز مبرم به احياي ارزش هاي ديني داشته و ما خواهان بهره گيري از تجربيات ايران هستيم.»(15) دکتر ولايتي، مشاور مقام معظم رهبري در امور بين الملل، با نقل خاطره اي در اين باره اظهار مي دارد: «من يک موقعي با آقاي لخ والسا رئيس جمهور لهستان و رهبر قبلي جنبش همبستگي ملاقاتي داشتم و اين در زماني بود که او رئيس جمهور شده بود، ايشان به من مي گفت: «انقلاب شما روي ما هم اثر گذاشت و ما خوشحاليم از اين که در کشور شما يک انقلاب بر اساس دين صورت گرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي موجب احياي فکري ديني حتي در سطح حکومت ها شد؛ ولو در کشورهاي مسيحي.»(16)
هـ) حيات مجدد دين و اعترافات غربي هاپيروزي انقلاب اسلامي در عرصه هاي مختلف و رجعت دوباره بشر معاصر به باورهاي ديني تحليل گران غرب را به بيان اعترافات صريحي در خصوص غفلت قدرت هاي جهاني از پتانسيل عظيم دين واداشته است. دانيل پاپيز ((Daniel Pipes رئيس انجمن سياست خارجي ايالات متحده آمريکا در کنفرانسي در اسلامبول ترکيه گفت: «بايد اعتراف کنيم که بيش از پيروزي انقلاب اسلامي ما براي افکار ديني و مذهبي هيچ جايي باز نکرده بوديم ولي از اين پس براي ما آمريکايي ها ضروري است که زمينه اي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم.» (17) سخنان بري رابين از روزنامه نگاران معروف غربي (و نويسنده مقاله اسلام نرمال) در جلسه روزنامه نگاران معروف غربي در شهر بروکسل، وجه ديگري از واقعيت مورد اشاره ما مي باشد، وي در اين جلسه گفت: «واشنگتن در سال هاي گذشته اهميت دين در ارتباطات سياسي و ديپلماسي را درک نکرده بود و اين مسئله مشکلات فراواني را براي ما آمريکايي ها به وجود آورد که براي واشنگتن گران تام شد.» رابين افزود: «اگر بخواهيم در آينده با اين مشکلات مواجه نباشيم بايد اين مطلب را بپذيريم و آن را درک کنيم که دين يک واقعيت اساسي و زيربنايي جوامع بشري است.»(18) به واسطه شرايط جديد جهاني و تاثيرات رو به افزايش دين در جهان معاصر «بعد از انقلاب اسلامي تحولي عظيم در ارزيابي دين در آمريکا به وجود آمده است؛ به طوري که امروز دين در همه مجامع (علمي، فرهنگي و سياسي و ...) مورد بحث است.»(19) و تحقيقات متنوعي در اين باره به صورت مداوم صورت مي پذيرد چنان که: «پنج سال پيش در آمريکا مسئله اصول گرايي ديني در جهان را بررسي کردند و پنج کتاب مختلف از اديان متفاوت (اسلام، مسيحيت، يهود و ...) در خصوص آن منتشر کردند و جالب اين که همه کتب ياد شده مسئله ريشه دار بودن دين و اعتقادات در جامعه را بررسي و مورد توجه قرار داده اند.»(20) در هر حال نقش اساسي انقلاب اسلامي در اين خصوص، غيرقابل انکار بوده و «اين موارد قبل از پيروزي انقلاب اسلامي وجود نداشت و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نمودار شد».(21) چنان که نويسنده و تحليل گر روزنامه تايمز چاپ لندن مي نويسد: «... در پاييز 1357 دنياي غرب به دليل انقلاب ايران بار ديگر اسلام را کشف کرد... و ما غربي ها خيلي زود فهميديم که الله اکبر به معناي خدا بزرگ تر است، مي باشد.»(22) ![]() و- افزايش تلاش جهاني براي آشنايي با اسلام در عصر امام خميني، اشتياق وصف ناپذيري از سوي شخصيت ها و مجامع علمي و تحقيقاتي جهان براي شناخت ابعاد مختلف اسلام و نيز تلاش براي شناسايي مقوله دين و ديگر اديان الهي، ظهور يافته است.(23) گرچه تلاش هاي وسيعي که امروزه در جهت شناخت بيش از پيش اسلام از سوي ملت ها و دولت ها و موسسه هاي تحقيقاتي و ... مصروف مي گردد، هر کدام اغراض خاص خود را تعقيقب مي کند اما نکته اين جاست که اين تلاش ها به هر جهت، بخشي از تاثيرات شگرفت انقلاب الهي و يکي از ويژگي هاي عصر جديدي است که با قيام خالصانه روح خدا- خميني کبير(ره)- آغاز گرديد. انقلاب شما روي ما هم اثر گذاشت و ما خوشحاليم از اين که در کشور شما يک انقلاب بر اساس دين صورت گرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي موجب احياي فکري ديني حتي در سطح حکومت ها شد؛ ولو در کشورهاي مسيحي. به عنوان نمونه مي توان اشاره کرد که: «در بيست سال گذشته اسلام شناسي در آمريکا فقط در بعضي از دانشگاه هاي بزرگ تدريس مي شد ولي در حال حاضر تمام دانشگاه هاي کوچک و بزرگ درس اسلام شناسي دارند و اين نشان دهنده تاثير انقلاب اسلامي ايران است.»(24) توشيو کوردا محقق و تازه مسلمان ژاپني هم در همين زمينه مي گويد: «قبل از انقلاب اسلامي ايران هر کتابي که با عنوان و محتواي اسلامي در ژاپن چاپ مي شد داراي تيتراژي کمتر از هزار نسخه بود. الحمدالله بعد از پيروزي انقلاب کتاب هاي اسلامي در ژاپن رو به گسترش رفته است.» وي اضافه نمود: «مدتي پيش کتابي در مورد روح و معنويت اسلام به زبان ژاپني نوشتم که در عرض يک ماه بيش از بيست هزار نسخه آن به فروش رفت.»(25) «در کره جنوبي نيز کتاب هاي مربوط به اسلام، سالانه بيش از يکصد هزار جلد به فروش مي رسد؛ محمد اوزاکپ رئيس بنياد فرهنگي (Afifinity Intercultural) (تقريب بين فرهنگ ها) استراليا هم در اين خصوص مي گويد: در استراليا مردم گروه گروه به مساجد مي آيند و در مورد اسلام سوال و تحقيق مي کنند.»(26) ![]() ز- آهنگ عزيمت انسان به قلمرو تاريخي ديگرامام خميني(ره) با پايه گذاري و هدايت انقلاب عظيم اسلامي، دگرگوني بزرگ تري را در عرصه حيات بشري رقم زدند و عصر جديدي را به وجود آوردند. عصري که در آن رويکرد گسترده و بي سابقه اي به حوزه معارف توحيدي و ديني براي بازخواني مجدد مفاهيمي آغاز گرديد که نقش اساسي در شکل دهي به حيات معنوي و مادي بشر دارند. گويا انسان سرخورده از آرزوهاي بي حد و حصر مادي، براي ورود به ساحت جديدي از حيات تاريخي خود آماده مي گردد. بسياري از صاحب نظران بين المللي به اين واقعيت اذعان دارند که «سال هاي پاياني قرن بيستم حرکت هاي مذهبي شکل ديگري به خود گرفت و دين با ارائه مجدد پيام هاي مذهبي و دگرگون سازي ساختار مذهبي وارد ميدان شده است.»(27) به واقع مي توان گفت: «بشر کنوني همه اميدش به دين و معنويت است، و بشر سرش به ديوار خورده، بازگشته خود را بيابد، غرب هم همه اميدش الان به دين است، پوپر و امثال او يعني پوزيتيوريست ها که پشت به دين کرده اند پنبه غفلت در گوششان است. به وضع معاصر غرب نظري بيندازد: غالب متفکران معاصر چه اهل دين و چه غير اهل دين توضيحاتي راجع به دين و معنويت دارند.»(28) بحران همه جانبه دنياي مدرن بشر معاصر را در مخمصه پيچيده اي قرار داده است، و انسان عصر جديد آمال متعالي و معنوي خود را در غوغاي نفس گير ماده پرستي، از دست رفته مي بيند از همين روست که انسان آهنگ عزيمت به قلمرو تاريخي ديگري را دارد. «گفته اند- و شايد هم نه بي دليل- که همه اصول نوآورانه عصر جديد اکنون خود در وضعيت بحراني قرار گرفته اند، و در تاييد اين نظر دلايلي چند وجود دارد که نشان مي دهد انسان اروپايي مشغول جمع کردن خيمه و خرگاه خويش از سرزمين نويني است که طي سيصد سال گذشته در آن رحل اقامت افکنده بود، اين انسان آهنگ عزيمت به قلمرو تاريخي و شيوه زيستي ديگري دارد.»(29)
پي نوشت:1- در ديدار وزير امور خارجه و نمايندگان سياسي جمهوري اسلامي ايران در خارج کشور با معظم له، 25/5/78 2- سيد مرتضي آويني، آغازي بر يک پايان، ص 36 3- پروفسور محمدحسين هدي، انديشمند مسلمان مقيم اتريش، در مصاحبه با روزنامه کيهان، 25 و 29/11/76 4- روزنامه کيهان 15/11/75 5- فصل نامه حضور، شماره 19، به نقل از خبرگزاري جمهوري اسلامي، 28/11/75 6- دکتر سيد حسين نصر، محمد خاتم پيامبران(ص)، ج1، ص9 7- آنتوني گيدنز، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، ص 75 8- الوين تافلر، تغيير ماهيت قدرت، ص 659 9- افکار وي در ميان انديشمندان حوزه اجتماعي جايگاه ويژه اي دارد. او کتاب هاي متعددي در زمينه تئوري جامعه شناختي، جامعه شناسي دين و توسعه جهان سم به رشته تحرير درآورده است که به ده ها زبان در کشورهاي مختلف جهان ترجمه و منتشر گرديده است. از جمله: عظمتي در آينده: اعتقاد در عصر خوش باوري (1993)- خنده آزاد(1997). 10- پيتر. ال. برگر، افول سکولاريزم، دين خيزش گر و سياست جهاني، ترجمه افشار اميري، ص 25، 29، 33 11- روزنامه ابرار، 24/10/74 12- روزنامه جمهوري اسلامي، 11/6/77 13- همان، 16/1/69 به نقل از روزنامه هاي تانئا، چاپ آتن، يونان 14- روزنامه کيهان، 9/8/79 15- روزنامه جمهوري اسلامي، 29/2/75 16- در مصاحبه با روزنامه کيهان، 17/11/78 17- روزنامه جمهوري اسلامي، 20/9/68، به نقل از مجله العالم 18- جرايد، 15/1/69 19- دکتر عبدالعزيز سادشادنيا، از اساتيد دانشگاه ويرجينياي آمريکا، سخنراني در کنگره بين المللي امام خميني(ره) و احياي تفکر ديني، روزنامه جمهوري اسلامي، 13/3/76 20- دکتر سعيد محمد الشهابي، سردبير مجله العالم، روزنامه کيهان، 15/11/75 21- روابط عمومي سازمان بهزيستي مازندران، امام و انقلاب در آيينه انديشه جهان، ص 71و 72 22- دکتر عبدالعزيز شاشادنيا، از اساتيد دانشگاه ويرجينياي آمريکا، روزنامه جمهوري اسلامي، 13/3/76 23- در مصاحبه با روزنامه کيهان 11/9/78 24- روزنامه يني شفق، 21/9/80، ماهنامه غرب در آئينه فرهنگ (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي) بهمن 80، ش 16 25- ژيل کپل، اراده خداوند، ترجمه عباس آگاهي، ص 11 26- دکتر رضا داوري، کيهان، 20/5/69 27- خوسو آرتگاي اي
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 0:8  توسط محمد رسولی امین
|
امام خميني که بود و چه کرد؟ «باري خميني عزيز ما را کيست که نشناسد و کيست که به شايستگي بشناسد، الفاظ مرا تحمل آن نيست که آن حقيقت فاخر و آن گوهر نفيس را در خود بگنجاند.» (رهبر معظم انقلاب اسلامي 23/4/68) ![]() به نظر ميرسد: «دستکم دو قرن لازم است تا [امام و] تاثيري که ايشان در جامعه بشريت گذاشته دقيقا ارزشيابي شود.» 1 در عين حال از آنجا که تحليل و کشف رموز شخصيت الهي امام رهگشاي حيات با عزت همه مومنان و آزادي خواهان جهان است: «همه بايد سعي کنند شخصيت امام خميني را با همان ابعاد عظيم به درستي شناسايي کنند.» 2 در تحليل شخصيت امام خميني با نگاهي عميق به روح ملکوتي و افکار بلند و ويژگيهاي منحصر به فرد روحي و معنوي ايشان و آثار و برکات فراوان حيات طيبه ايشان بايد گفت: «صداي امام خميني براي مردم ايران حکم صداي خدا را داشت» 3 در نظر ميليونها انسان موحد: «او دست خدا بر روي زمين» 4 و «هديه آسماني و ملکوتي براي خاکيان بود.» 5 سلوک معنوي و افکار متعالي وتقيد بيچون و چراي ايشان به دستورهاي شرع انور و تعاليم اهلبيت عصمت و طهارت عليهالسلام هر مسلمان منصفي را بر اين باور استوار ميساخت که: «گويي شخصيتي از شخصيتهاي آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنةالکبري) با معجزهاي به دنيا بازگشته تا پس از پيروزي امويان و به خون غلتيدن شهيدان اهلبيت عليهالسلام سپاه علي عليهالسلام را رهبري کند.»6 «نداي امام خميني از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملت برميخاست؛ مردمي که در طول چهارده قرن حماسه محمد صليالله عليه وآله وسلم، زهرا سلامالله عليها، حسين عليهالسلام، زينب سلام الله عليها، سلمان، ابوذر و صدها هزار زن و مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسهها با روحشان عجين شده بود، بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند و علي عليهالسلام و حسين عليهالسلام را در چهره او ديدند... مردمي که سالها اين آرزو را که در زمره ياران امام حسين عليهالسلام باشند در سر ميپروراندند ... به ناگاه خود را در صحنهاي اين چنين مشاهده کردند، گويا حسين عليهالسلام را به عينه ميديدند... کربلا و حنين، بدر، احد، تبوک و خيبر... را ميديدند.» 7 گرچه «امام خميني تجلي منحصر به فرد مبارزه طلبي اسلام در قبال استيلاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب بود» 8 اما «پيام امام قدسسره در ميان مسلمانان نه فقط شيعيان (بلکه) در همه منطقه و جهان طنين افکند.» 9 شخصيت الهي و پيامهاي معنوي حضرت امام قدسسره بسياري از پيروان ساير اديان و مذاهب را به شدت تحت تاثير خود قرار داد تا آنجا که در نظر برخي از تحليلگران و متفکران مسيحي «او مسيح معاصر بود و دقيقا اشعه صلابت و سازش ناپذيري عيسي بن مريم- علي نبينا وآله و عليه السلام- بود» 10. و برخي ديگر از مسيحيان سخن از «تاثيرپذيري شديد از مقام و عظمت و تحمل و بردباري شکوهمند امام خميني قدسسرهو درک احساس عطيه و موهبت الهي در اولين ديدار با ايشان» به ميان آوردهاند 11. ![]() «امام رهبر منحصر به فردي بود 12» که در اوج ناباوري تحليل گران بينالمللي «در حالي که دستاندرکاران و نظريهپردازان توسعه سياسي در غرب در دهههاي 1960 و 1970 بهطور کلي به تحولات سياسي و ديني در ايران و ساير کشورهاي بياعتنا بودند» 13 «با عقايد مذهبي که غرب آنها را کهنه و قرون و سطايي ميدانست جهان را تکان داد» 14 و «شرق و غرب را لرزانيد و ميراثي بر جاي گذاشت که هنوز زنده و فعال است»15. وي «توانست اثر بزرگي در تاريخ جهان بر جاي بگذارد» 16 و بيترديد «جهانيان همچنان تحت تاثير انقلاب معنوي او قرار دارند» 17. رهبر کبير انقلاب اسلامي که از صبر و استقامت محمدي صليالله عليه واله وسلم، زهد و عدالت علوي و تدبير حسني عليهالسلام و توکل و شجاعت حسيني عليهالسلام درسها فرا گرفته و توشهها به همراه داشت با تاييدات و عنايات خاصه حضرت وليعصر- ارواحنا فداه- 18: «در نزديک شدن انسان به خدا فصل جديدي را گشود و با حمايت مردم انقلاب اسلامي را که نقطه عطف مهمي در تاريخ قرن بيستم است، به سرانجام پيروزمندانهاي رساند.» 19 «امام مفهوم فرهنگ فرمانبري جامعه را تغيير داد، ديوار ترس را شکست و مردم را به سوي چشمه پاک فطرت الهي هدايت کرد... او جهانبيني مذهبي را احيا و نور ايمان را روشن کرد و بزرگترين حماسه عظيم فداکاري عصر ما را به وجود آورد.» 20 ![]() تاثيرگذاري امام عجلالله تعالي فرجه الشريف و انقلاب اسلامي بر حيات معنوي انسان معاصر آنچنان عميق و گسترده ارزيابي ميگردد که ميتوان گفت: «انقلاب امام خميني حتي سير تطوري21 انسان را تغيير داد» 22. حضرت امام قدسسره بسان آيينه شفافي بود که به بهترين وجه ممکن انوار خورشيد تابان پيامبر گرامي اسلامي صليالله عليه و اله وسلم و اوصياي طاهرين ايشان علهيم السلام را بر بشريت تشنه معنويت قرن بيستم منعکس نمود. «او هم چون گلولهاي بود که از صدر اسلام شليک شده و بر قلب قرن بيستم نشسته بود» 23. «ايشان از گذشته آمده بود و در حال زندگي ميکرد ولي بيانگر و نمايانگر آينده بود»24. «وي از جمله افرادي بود که خداوند سبحان علمي نافع و عقلي و جلوتر از زمان به وي اعطا کرده بود» 25 و به بيان ديگر «او فراتر از زمان ميانديشيد و در بعد مکان نميگنجيد» 26در واقع بايد گفت: امام خميني قدسسره مبشر عصر جديدي در ادوار زندگي بشريتاند که «به نظر ميرسد در اين مرحله براي روحيه آشفته بشريت بيش از هر چيز به معنويت مورد نياز خواهد بود.»27 به برکت حضرت امام خميني قدسسره و انقلاب آسماني و پيامهاي قدسي او بار ديگر شکوفههاي خداجويي و دينگرايي در بستر خشکيده جهان معاصر جوانه زد و نغمه ايمانگرايي و توحيد و خداپرستي در سراسر جهانطنينانداز گرديد: (مثلهم في التورية و مثلهم في الانجيل کزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الکفار) 28
پي نوشت:1- حضرت آية الله مصباح يزدي در مصاحبه پرفسور لنسل با ايشان، مجله معرفت، شماره 31، ص 20. (اما) به عقيد من: براي شناسايي شخصيت تاريخي امام بايد درس ويژهاي ارائه داد، زيرا اين چنين دروسي با طبقهبنديهاي نظري و عملي خود قادر به تبيين رهبري چند بعدي بنيانگذار جمهوري اسلامي و جايگاه او در تاريخ نيستند و زندگي قريب به يک قرن امام و تحولات جهاني بر آمده از او، فراتر از آن است که بتوان ايشان را در رديف ديگران تحليل کرد. امام تنها رهبر ديني يک انقلاب عظيم در هزاره اخير بوده و اين در تاريخ بشريت بيسابقه است. پرفسور حميد مولانا، روزنامه کيهان، ستون چشمانداز، به مناسبت يکصدمين سالگرد ولادت امام 8/7/78. 2- مقام معظم رهبري، سخنراني به مناسبت عيد 78 (مصادف با يکصدمين سالگرد امام – رضوانالله تعالي عليه-. 3- شبکه تلويزيوني ايتاليا در گزارش ويژهاي به مناسبت ارتحال امام قدسسره (روزنامه اطلاعات 11/4/68). 4- کشيش يوناني موستاکيس، نشريه Zavaira ، چاپ مسکو (کيهان هوايي 25/8/73). 5- محمد حسنين هيکل، نويسنده و روزنامه نگار معروف جهان غرب، (روزنامه مصري الاهرام. 17/3/68). 6- محمد حسنين هيکل، مدافع آية الله، ص 8. 7- استاد شهيد آية الله مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص 119. 8- کليم صديقي، رئيس وقت پارلمان مسلمانان انگليس، نهضتهاي اسلامي و انقلاب اسلامي ايران، ترجمه سيدهادي خسروشاهي، ص 193. 9- نشريه پروفيل، چاپ اتريش، ژوئن 1985؛ نشريه اميد انقلاب، ش 222. 10- رابين وود زورث. زيباترين تجربه من، ترجمه خديجه مصطفوي، ص 38. 11- اوربانا فالاچي، خبرنگار معروف ايتاليايي، روزنامه جمهوري اسلامي 29/7/58. 12- نلسون ماندلا، رهبر شهير مبارزه با آپارتايد و نژادپرستي در آفريقاي جنوبي، ماهنامه اسلام و غرب، سال سوم، بهمن و اسفند 78. 13- نمونه بارز آن کتاب ايران: توسعه سياسي در جامعه در حال تغيير نوشته لئونارد بانيدر استاد دانشگاه شيکاگو و يکي از کارشناسان ارشد ايرانشناسي است که چند ماه قبل از قيام پانزده خرداد در مقارن با حمله ماموران انتظامي رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه در آمريکا منتشر شد. بانيدر يکي از موسسان اصلي پروژه مطالعات سياست تطبيقي و توسعه در آمريکا، فصل اول کتاب خود را تت عنوان «انقلاب چيست؟» با گفتار احمد کسروي آغاز ميکند و با استناد به نوشتههاي او از امکان يک انقلابي که نظام شاهنشاهي را سرنگون کند و سنت سياسي را ايجاد گرداند اظهار ياس ميکند. در تمام 362صفحه اين کتاب که در دهه 1960 به عنوان معتبرترين منبع اطلاعات درباره ايران و توسعه سياسي» در بين نسل آينده و جديد کارشناسان و پژوهشگران و توسعه به کار برده ميشد. اشارهاي به مبارزات امام خميني نيست. ولي در سراسر کتاب روي اين نکته تاکيد ميشود که منابع مشروعيت نظام سياسي در ايران سلطنت مالکيت، ناسيوناليسم (يا مليگرايي)، مذهب، و مشروطه، هستند ... .: (پرفسور حميد مولانا، کيهان، ستون چشمانداز، 13/3/78). 14- پرفسور ويليام پيمان، از دانشگاه براون آمريکا، نشريه Zavaira، چاپ مشکو، کيهان هواي، 25/8/73. 15- محمد العاصي امام جماعت سابق مسجد واشنگتن، روزنامه جمهوري اسلامي، 5/5/71. 16- ميخاييل گورباچف، رئيسجمهوري اسبق اتحاد جماهير شوروي (در مصاحبه با واحد مرکزي خبر، روزنامه جمهورياسلامي، 15/3/78. 17- آنتونيومدرانو، نويسنده اسپانيايي، در مصاحبه با راديو اسپانيايي برونمرزي جمهوري اسلامي، راديو معارف، 28/11/78. 18- «بنده با بزرگان زيادي در نجف نشست و برخاست داشتم، همه آنها ممترف بودند که در طول تاريخ تشيع که ما به ياد داريم سابقه نداشته بزرگي از بزرگان شيعه (بمانند امام- رضوانالله عليه -) تمام طول سال را هر شب يا هر روز به حرم مشرف بشود در حالي که حساب يک سال نبود، حالتي نيست که بدون برخوردار بودن از معنويات فوقالعاده ... و بهرهمند بودن از توجهات خاص در انسان پيدا بشود». آزاده قهرمان حجت الاسلام والسلمين سيد علي اکبر ابوترابي قدسسره، روزنامه رسالت، ويژهنامه مهر دهر، خرداد 81. 19- لنسر (پرفسور اتريشي) نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73. 20- والنتين پروساکوف، انديشمند و نويسنده رومي، نشريه صبح صادق، ويژهنامه حجة موجه 13/3/81. 21- تطور: سير تکاملي، تکامل تدريجي، «فرهنگ بزرگ جامع نوين (ترجمه المنجد)، ج2، ص 1187». 22- لنسر (پرفسور اتريشي) نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73. 23- محمد حسنين هيکل، مدافع آية الله، ص8. 24- احمد هوير محقق و متفرک سوييسي، فصلنامه حضور، ش 29، پاييز 79. 25- شيخ محمد طنطاوي (مفتي اعظم الازهر مصر) در مصاحبه با راديو خبر، روزنامه رسالت، 4/11/81. 26- ميخاييل گورياچف، رئيس جمهوري وقت اتحاد جماهير شوروي سابق، در مصاحبه با واحد مرکزي خبر، روزنامه جمهوري اسلامي، 15/3/78. 27- والنتين پروساکوف، انديشور و نويسنده روسي، نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73. 28- فتح (48) آيه 29: مثل ياران رسول خدا در تورات و انجيل مانند زراعتي است که برون دهند بوتههاي خود را پس استوار کند، تا سطبر گردد و بر پايههاي خويشايند؛ (آن چنان که شگفتآورد کشاورز را، تا به خشم آورد به وسيله ايشان کفار را.
منبع: برگرفته از کتاب عصر امام خميني - مير احمد رضا حاجتي
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 23:58  توسط محمد رسولی امین
|
|
|
|
|