تبليغاتX
عدالت


نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

10 ربيع الثانى سالروز رحلت غريبانه کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه بنت موسى بن جعفر (عليهما السلام) بر تمامى مسلمانان جهان تسليت باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 23:14  توسط محمد رسولی امین  | 

مراسم ازدواج پسر احمدي‌نژاد و دختر مشايي

مجلس زنانه در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل صاحبخانه آقای مشایی که پدر شهید و شغل وي نيز بنايي می‌باشد، برگزار شد.

به گزارش رجانيوز به نقل از جهان، تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند. مهريه نيز 14 سكه بهار آزادي به نيت 14 معصوم(ع).

در ايام عيد مراسم خواستگاري نيز در عين سادگي برگزار شد. احمدي نژاد در اين مراسم به ديدار صاحب خانه آقاي مشايي كه پدر شهيد هستند، رفت. قبل از برگزاري مراسم ازدواج نيز آقاي احمدي نژاد اظهار داشت كه اگر ايشان اجازه بدهند، مراسم مردانه در منزل اين شهيد بزرگوار برگزار شود، كه اين امر محقق شد.

 
مراسم ازدواج نزديك به 4 ساعت طول كشيد كه پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛ "به همين سادگي".
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 22:51  توسط محمد رسولی امین  | 

 

" گناه کوچک ! "

 

 

 

ابو هاشم جعفری از اصحاب امام حسن عسکری (علیه السلام) می گوید: از آن حضرت شنیدم که فرمودند: "از گناهانی که آمرزیده نمی شود، سخن آن شخصی است که (گناهی از گناهان خویش را در مقابل سایر خطاهایش کوچک می شمرد و) می گوید: ای کاش من )فقط( به همین گناه مواخذه می شدم."

ابوهاشم گوید: من با خودم گفتم که این مطلب بسیار دقیق است و باید انسان هر روز مراقب خود باشد و نگاه کند که چه می کند و چه کارهایی را انجام می دهد. در این هنگام امام (علیه السلام) رو به من کردند و سپس فرمودند: "درست فکر کردی، به آنچه اندیشیدی، پایبند باش."(1)

خداوند به خاطر لطفی که بر ما انسانها دارد، بعضى از گناهان را صغیره و بعضى را کبیره قرار داده است؛ وگرنه عقل هر انسانی می گوید که هر نوع مخالفت با دستورات خداوند، خطایی بزرگ و گناهی کبیره است و شخص گناه کننده در قبال آن مستحق بازخواست می گردد. زیرا عقل هنگامی که حضور خدا و عظمت و لطف او را درک نمود و درخواست پروردگار از بندگانش برای انس با خویش را دانست، هر آنچه که با این خواست الهی مخالف باشد؛ در نظر او گناه و ضرری بس بزرگ به حساب می آید و حتی عدم تلاش برای رسیدن به این هدف نیز برایش خطائی عظیم است.

به عبارت دیگر، عقل همراهی با دشمنان و پشت نمودن به پادشاه بخشنده و مهربانی را که همگان، نعمتهای خود را لحظه به لحظه از او می داند، یک گناه کبیره مى بیند.

خلاصه کلام، عقل همه مخالفتهاى با امر پروردگار را گناه کبیره مى داند، ولى فضل و بخشش پروردگار مهربانمان بعضى گناهان را کوچک تر شمرده است؛ بدین معنی که عقوبت برخی از گناهان را کمتر از بعضی دیگر قرار داده است.

آری! لطف الهی این گونه است، اما ما باید چگونه در نزد خود بیاندیشیم؟ آن گونه که امام عسکری (علیه السلام) به ما می آموزند، ما نباید هیچگاه هیچ کدام از گناهان خویش را کوچک بشماریم؛ چرا که هر گاه بنده اى گناه خود را کوچک بشمارد، گناهش در نزد خداوند بزرگ مى شود و چون بنده اى گناه خود را بزرگ بداند، گناهش در پیشگاه الهی کوچک مى گردد. اما چرا این گونه است؟

هنگامی که انسان گناه خود را بزرگ ببیند، حالت نفرت و ناخشنودى از گناه در قلبش ایجاد مى شود و همین حالت انسان، از تأثیرات شدید گناه بر قلب و روح او جلوگیرى مى کند. امّا هنگامی که بنده، نافرمانی خویش در پیشگاه پروردگار عظیم را کوچک شمرد، معلوم مى شود به این گناه انس و الفتى دارد و همین انس باعث مى شود که گناه، شدیدترین اثرات را در قلب او باقى بگذارد و آن را تاریک کند.

حال چه نیکوست که در سالروز میلاد امام عسکری (علیه السلام) به درگاه پروردگار مهربانمان رو کنیم و با او این گونه نجوا کنیم: "خدایا! تمامی گناهان ما را ببخش و از همه خطاهایمان در گذر."

 

(برگرفته از کتاب "اسرار الصلاه تألیف: مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی(با اندکی تصرف))

 

وبلاگ عدالت فرارسیدن 8 ربیع الثانی سالروز میلاد فرخنده

وارث انبیاء و مقتدای مؤمنان

امام حسن بن علی العسکری (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوید.

 

 ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

پاورقی:

1- مناقب ابن شهر آشوب، جلد 4، صفحه 439

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 1:36  توسط محمد رسولی امین  | 

بسم الله الرحمن الرحیم


مایلم نخستین یادداشت امسال را به مقوله نوآوری به منزله تابلوی راهنمای

سال جدید و بحث پيرامون برخی ‏ملزومات ونیز موانع نوآوری در ایران امروز اختصاص دهم و به مسئولیت ها ومشکلات دولت در این باب ‏اشاره کنم.   ‏

به عنوان مسئول دولت خود را در دو سطح نسبت به مقوله نو آوری مسئول می بینم:  ‏

اول، زمینه سازی، حمایت ورفع موانع اداری موجود در برابر استعدادها و نو آوری های مردمی در عرصه های ‏علمی، اقتصادی، فرهنگی و... است. در این خصوص، همه نخبگان را به مشارکت و مشورت می طلبم و دولت ‏را در عالی ترین سطح  برای اصلاحات انقلابی وانعطاف در روشها بسیج خواهم کرد. البته به خوبي مي دانم كه ‏اين کار آسانی نیست و باید برای رفع بسیاری از رسوبات و موانع سخت افزاری و نرم افزاری که عادت به ‏کهنگی و محافظه کاری را در بسیاری نهادهای حکومت، به وجود آورده چاره ای اندیشید. اما همه سعی خود ‏را در این خصوص خواهم کرد و از همه صاحبنظران مي خواهم كه دولت را در اين زمينه با پيشنهادات خود ‏ياري دهند تا به اميد خدا تغییراتی موثر در حد توان و امکانات دولت تا پایان سال87 ایجاد شود. ‏

اما سطح دوم، برنامه های ایجابی خود دولت و روشهای نوآورانه آن در حل مشکلات کشور است. جهش های ‏نو گرایانه در مدیریت، نیاز به "شجاعت وحکمت" درکنار یکدیگر دارد. دراینجا می خواهم بر عنصرشجاعت ‏وجرات در تحقق نوآوری، تاکید کنم زیرا یکی از موانع جدی در برابر شکوفایی ملی وتاریخی ایران حتی در ‏سطح نخبگان، ترس از"نوآوری" است که امروز نيز عامل مقاومت در برابر "تغییرات" شده است و اگر فکری ‏به حال آن نکنیم شکوفایی تمدنی وتاریخی ایران جدید، بازهم به تاخیر افتاده ونوآوری های فردی وپراکنده، ‏تبدیل به یک"جنبش نوآوری" در سطح ملی نخواهد گرديد. ‏

از بازی با کلمات و فريب افكار عمومي بیزارم و به واقعیات زندگی مردم، بیش از تصورات خيالي از پشت ‏درهاي بسته، توجه دارم و خود را در برابر مشکلات واقعی مردم مسئول می دانم. از این رو همراهی با توده ‏های واقعی مردم را به عضویت در حلقه های خاص با دغدغه های خاص ترجیح می دهم.‏

اینجانب در راستای تحقق وعده های انتخاباتی، موظف بودم که دست به نوآوری های جدی و اصلاحات ‏اساسی در مسائل مهم و گوناگون کشور بزنم. موضوعاتي از قبيل نظام بانکداری و وام و نرخ بهره، نظام ‏مدیریت وبرنامه ریزی، نظام مالیاتی، در عرصه بیمه های اجتماعی و بهداشت عمومی، توزیع ثروت وسهام ‏عدالت، سیاست خارجی و...‏

در همین راستا برنامه هایی جدید و اصلاحاتی نوآورانه تدارک دیدیم و با کمک همکارانم در دولت با تمام ‏قدرت وارد عمل شدیم. اما با چه واکنش هایی مواجه شدیم ؟! در تمام این دو سه سال میل شدید به ادامه ‏سنت های اداری وعادت های مدیریتی ونوعی انجماد در برابر برنامه های دولت، سرعت انجام این اصلاحات ‏را کاسته است. این دولت نسبت به گذر زمان، بسیار حساس است واگر واحد زمان برای برخی سیاست مداران، ‏سا ل و دهه بوده است  برای ما هفته ها، روزها، وحتی ساعت ها نیز مهم اند. ‏

اگر برای ما نیز منافع حزبی یا اهداف تبلیغاتی وانتخاباتی اولویت می داشت براستی نباید وارد برخی ساختار ‏شکنی های روشی و مدیریتی می شدیم.  زیرا شکستن عادات و شالوده های کهنه، شبیه نوعی خرافه ستیزی در ‏عرصه مدیریتی است وهر نوع شالوده شکنی، باعث چالش هایی طبیعی یا مصنوعی و حتی دشمن تراشی می ‏شود. ‏

دولت دهها طرح نوآورانه در عرصه های مدیریتی و اقتصادی داشته ولی سطح اصطکاک و مقاومت در برابر ‏نوآوری، متاسفانه بسیار بالاست و ما هزینه های زیادی برای آن پرداخته و می پردازیم.‏

بخش مهمی از وقت و توان دولت، صرف غلبه بر این مقاومت ها، ترس ها و محافظه کاری ها و عادت های ‏کهنه می شود.‏

من نمی خواهم از دولت، رفع مسئولیت کرده و برخی  ناکامی ها را بر عهده دیگران بیندازم. همچنین مدعی بی ‏نقص بودن برنامه های دولت و روش ها و تصمیمات شخص رئیس جمهور نیستم، ادعا نمی کنم که از همه ‏ظرفیت ها و امکانات، بدرستی استفاده شد و  بهتر از این نمی شد و نمی شود ولی بگذارید از دوستان به ‏نحوی و از دشمنان به نحوی گلایه کنم که اگر راه را بر نوآوری باز نکنیم و اگر بر این ترس غلبه نکنیم ایران ‏عزیز نخواهد توانست عقب ماندگی تاریخی یکی دو قرن اخیر در عصر قاجار و پهلوی را از راههای میان بر ‏جبران کند. آنچه باید نگرانش باشیم ساختارشکنی علیه مبانی و چارچوبهای هویت اسلامی و ایرانی است اما ‏نوآوری در روشها امری کاملا ضروری و حتی "دیر شده" است و نباید محافظه کاری و تنبلی را با عقلانیت ‏اشتباه گرفت.‏

اقتصاد ما، نظام مالیاتی، بانکی، بیمه ها، الگوی مصرف سوخت و انرژی، یارانه ها، نحوه تقسیم کار میان دولت ‏و بخش خصوصی، نظام آموزشی و پژوهشی کشور، سیاست خارجی، نظام مطبوعاتی و رسانه و حزبی در ‏کشور، مدیریت شهری، نظام واردات و صادرات  و ... همه و همه، تشنه نوآوری در چارچوب اهداف انقلاب ‏اسلامی و در مسیر پیشرفت عادلانه کشورند.‏

تغیراتی که در هیئت دولت صورت می گیرد نیز در همین راستاست. ما یک گروه منسجم هستیم که به اقتضای ‏موقعیت وشرایط، انعطاف و تغییرات لازم را در خود به وجود می آوریم و هیچ یک به مسئولیتهای خود به ‏عنوان يك امتياز يا سر قفلی نگاه نمی کنیم.‏

همکاران قبلی و فعلی من در دولت، از این همکاری، تصور یک مسابقه ماراتن امدادي رادارند که بین راه ‏مشعل را یکی به دیگری می سپارد. هدف اصلی هیچ یک از ما بقاء در دولت نیست بلکه خدمت به ملت است.‏

هر یک از این برادران و خواهران که جای خود را به دیگری می دهند برای خود نه هویتی فردی بلکه هویتی ‏جمعی قائلند و این جانب از همه کسانی که فداکارانه آمدند ومتواضعانه رفتند عمیقاً متشکرم و می دانم که این ‏سخت ترین و شیرین ترین دوران خدمت را از یاد نخواهند برد.‏

همکاران من شب و روزآرام ندارند وقتی جابجا می شوند شاید برای نخستین بار پس از ماهها فرصت ‏استراحت می یابند. از همه آنها سپاسگذارم و بابت ماموریت های شبانه روزی و طاقت فرسا از آنها و خانواده ‏هایشان عذرخواهی می کنم.‏

ترمیم کابینه در این دولت یک سیاست از قبل اعلام شده بر اساس " اصالت هدف" است.  همه ما ابزار هستیم ‏و ملت هدف. فرصت اشتباه کردن و محافظه کاری نداریم. وزرای جدید یا قدیم این کابینه هیچ یک سیاست ‏باز و قدرت طلب نبوده و آرزوی وزارت نداشته و ندارند و همین جا اعلام میکنم که سیاست انعطاف و انطباق ‏در دولت ادامه خواهد داشت. همه ما باید به امانت بزرگ خدا و مردم و فرصت محدودی که در اختیار داریم ‏بیاندیشیم. ‏

من و همکارانم در دولت، روزهای خدمت و دولت را و حتی ساعتهای آن را می شماریم و برای هر روز و هر ‏ماه به ضرورت نوآوری می اندیشیم و صادقانه طالب همکاری و همفکری همفکران و حتی منتقدان هستیم.‏

از دوستان می خواهیم که به ما اعتماد کنند و مشورت دهند و کمک برسانند و از نوآوری نهراسند. و از منتقدان ‏و مخالفان دولت نیز متواضعانه می خواهم که بجای انتقام حزبی به ارتقای ملی بیاندیشند. باید شجاع بود و راه ‏را برای شکوفایی ملی و تاریخی ایران باز کرد. همه کمک کنیم. جای دوری نمی رود.

منبع : ‏http://www.ahmadinejad.ir/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 23:37  توسط محمد رسولی امین  | 
..



سينه ستبر تاريخ مالامال از خاطرات حيات و ممات مردان مردي است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين تنگ‏تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است.  

 

 امير سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در کبود گنبد مشهد در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زياد نام داشت. پدرش، که از عشاير فارس بود، به استخدام ژاندارمري در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه اي خاص برخودار بود، از اين رو علي تحت تأثير پدر از کودکي به ارتش علاقه مند شد.

او به همراه پدر و خانواده، مانند ديگر خانواده هاي نظاميان، از شهري به شهري مهاجرت مي کرد. شهرهاي مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وي شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ ديپلم گرديد. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسري شرکت کرد و پذيرفته شد. علي از بدو ورود به دانشکده به جديت در درس و پاي بندي به مذهب شهرت يافت. و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومي وارد ارتش گرديد. او پس از طي دوره آموزشي در شيراز و اصفهان به لشگر تبريز و سپس لشگر زرهي کرمانشاه منتقل شد. او در سال 1350 براي گذراندن دوره آموزش زبان انگليسي به تهران آمد و پس از پايان کلاس و جديت در تحصيل سرانجام خود از استادان زبان انگليسي شد. ستوان يک علي صياد شيرازي تصميم گرفت با دختر عمويش، خانم عفت شجاع ازدواج کند اما به دليل اين که محمود، عموي علي، از مخالفان شاه بود، ساواک با اين ازدواج موافقت نکرد، اما سرانجام در اثر اصرار علي، ارتش با اين وصلت مبارک موافقت کرد. علي در سال 1352 به دليل لياقت ها و دقت هايش در کار، براي تکميل تخصص هاي توپخانه از طرف ارتش به آمريکا اعزام شد تا دوره هواسنجي بالستيک را بگذراند. او اين دوره آموزشي را در شهر فورت سيل از ايالت اوکلاهما، در منطقه اي نظامي، با موفقيت طي کرد. در اين دوره فشرده ستوان همچون مبلغي مذهبي به دعوت آمريکاييان به اسلام مي پرداخت و در مجالس بحث و مناظره آنان شرکت مي کرد. او در بين آشنايان جديدش به مرد مذهبي مشهور شد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصي جديد و روحيه اي با نشاط به ايران مراجعت کرد. ارتش براي استفاده از دانش نظامي ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه ـ منتقل کرد. علي در اصفهان با يافتن دوستان جديد مطالعات مذهبي خود را پي گرفت و شخصيت سياسي خويش را در اين دوره قوام بخشيد. او در نامه اي که براي سرگرد محمد مهدي کتيبه، يکي از افسران مذهبي، ارسال کرد اين جمله را نوشت: «در مورد برنامه هاي مذهبي بحمدالله پيش مي رويم مخصوصاً در آن قسمت که مي دانيد». اين جمله حساسيت ضد اطلاعات را برانگيخت و از آن پس وي تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقيق و مراقبت متوالي، او را «متعصب مذهبي» معرفي کردند و مراقبت از وي را شدت بخشيدند. جالب اين است که هرکس از افسران را به مراقبت وي مي گماردند يا تحت تأثير روحيه او قرار مي گرفت و گزارش مثبت براي او رد مي کرد يا صياد را از مراقبت و مأموريت خود خبر مي داد و يا از اول با چنين مأموريتي مخالفت مي کرد.

سروان صياد هم زمان با اوج گيري مبارزات ملت مسلمان ايران به رهبري امام خميني تقيه را کنار گذارد و در ارتش علناً به دفاع از علماي اسلام و حکومت اسلامي پرداخت و سرانجام به دليل اين که در بين افسران، تبليغات ضد رژيم مي کرد، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختيار وي ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاري مشاغل حساس به او خودداري شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگير و زنداني شد اما ديري نپاييد که انقلاب به پيروزي رسيد و او هم مانند همه مردم ايران آزاد شد.

دوره دوم زندگي سرهنگ صياد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز مي شود: او پس از پيروزي انقلاب اسلامي با  رحيم صفوي و حجت الاسلام سالک آشنا مي شود و با يکديگر پيمان مي بندند که از پادگانهاي اصفهان حفاظت نمايند. اختلاف سروان با فرماندهان ارتش موجب آشنايي وي با حضرت آيت ا... خامنه اي مي گردد و از اينجا سرنوشت صياد به کلي تغيير پيدا کرد. پس از حوادث کردستان، صياد با درجه سرگردي به همراه سردار صفوي به غرب اعزام مي گردد. و با هماهنگي ارتش و سپاه سنندج را آزاد مي کنند. لياقتهاي سرگرد در کردستان موجب مي گردد تا با درجه سرهنگي به فرماندهي عمليات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ با بني صدر اولين رئيس جمهوري اسلامي موجب برکناري وي و خلع دو درجه مي گردد. اما ديري نپاييد که بني صدر سقوط کرد و شهيد رجايي به رياست جمهوري رسيد و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام مي شود. سرهنگ با تأسيس قرارگاه حمزه سيدالشهداء لشگرهاي 64 اروميه و 28 کردستان و تيپ هاي 23 نيروي ويژه هوا برد و تيپ 30 گرگان شهرهاي بوکان و اشنويه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لياقتها توسط رهبر معظم انقلاب حضرت امام خميني (ره) به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد. او با هماهنگي با سپاه قهرمان پاسداران انقلاب اسلامي در عمليات طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عمليات خيبر و بدر و قادر شرکت نمود و پيروزي هاي بزرگي را براي ايران اسلامي به ارمغان آورد که بي شک در تاريخ امت اسلامي به عظمت خواهد ماند. سرهنگ در مرداد سال 1365 از فرماندهي نيروي زميني استعفا داد و با پيشنهاد آيت الله خامنه اي و تصويب رهبر انقلاب به سمت نمايندگي امام در شوراي عالي دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتيپي نايل آمد. سرتيپ صياد شيرازي در سال 67 در عمليات مرصاد که مرزهاي غرب ايران مورد هجوم منافقين قرار گرفته بود شرکت و با روحيه اي بسيجي ضربات محکمي را بر پيکر مزدوران منافق وارد کرد. سرانجام صياد شيرازي در مقام جانشيني رياست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تيمسار سرتيپ صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 همزمان با عيد خجسته غدير با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا به درجه سرلشگري نايل آمد

پس مانده هاي زخم خورده مرصاد در صبح روز 21 فروردين 78 ، فاتح بزرگ فتح ‏المبين و بيت ‏المقدس و يکی از بزرگترين سرمايه های کشور را در تروري ناجوانمردانه آماج تيرهاي كينه خود قرار دادند و قامت استوار امير ارتش اسلام را به خاك افكندند. روحش شاد.

منبع: خاطرات امير سپهبد صياد شيرازي ـ مرکز اسناد انقلاب اسلامي  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 23:26  توسط محمد رسولی امین  | 

New Page 5

Powered javascript code by WwW.mohammadrasouliamin.blogfa.Com-->

12 or 24 hours timer