|
"حسین، شهید آگاه"
غالباً در انقلابهای سیاسى، رهبران انقلاب براى غلبه بر دشمن از تطمیع و تهدید، گردآوری نیرو و اسلحه و انواع اعمال غیرانسانی خوددارى نمى کنند. اما آنهائی که بخواهند در انقلاب خود شرافتمندانه رفتار کنند، پیش بینى هاى لازم را نموده و در جلب همکار و جمع کردن افراد، اهتمام و کوشش مى نمایند و هرگز از شکست خود و امکان پیروزى دشمن سخن نمى گویند. لذا این گونه افراد هیچگاه از اینکه یک آینده خطرناک و وحشتناک در انتظارشان باشد، حرفى به میان نمى آورند و سپاه خود را از یک پایان جانسوز و پر از مصائب خبر نمى دهند چرا که به این ترتیب لشکر را از دور خویش پراکنده خواهند ساخت. بنابر این اگر رهبر یک قیام، چنین روشهایی را پیش نگرفت و قیامش را به استقبال مرگ و شهادت رفتن تفسیر نمود و دل به مرگ نهاد، همه مى فهمند که قیام او صرفاً سیاسى و به منظور تصرف حکومت و قدرت نیست. به این دلیل، کسانى هم که به طمع مال دنیا و احتمال رسیدن به جاه و مقام با رهبران شورشها و انقلابها هم صدا مى شوند، در این گونه قیامها شرکت نمى کنند... اگر به صفحات تاریخ بنگریم، در می یابیم که تاریخ به خوبی گواهی می دهد حسین بن علی (علیه السلام) مکرر از شهادت خود خبر مى داد و هیچگاه از سرنگونی یزید و تصرف ممالک اسلامى و تشکیل حکومت سخن نمی راند. اگر چه آن حضرت همگان را موظّف و مکلف مى دانست که با او حضرت همکارى کنند، از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر علیه او شورش و انقلاب بر پا نمایند، ولى مى دانست که چنین قیام گسترده ای اتفاق نخواهد افتاد و خودش باید تنها با جمعى قلیل قیام نماید و فدا گردد. لذا از قبل، شهادت خود را به مردم اعلام مى کرد. بنابر این، حسین (علیه السلام) درقیام خود، نه حکومت و مقام ظاهرى و دنیوى را می خواست و نه گسترش مال و نفوذ و ثروت را؛ بلکه او براى اطاعت خدا از بیعت یزید خوددارى کرد و براى اطاعت امر خدا از حرمین شریفین هجرت نمود و براى اطاعت خدا جهاد کرد. لذا براى برانگیخته شدن آن حضرت به این قیام، باعثى جز امر خدا و اداى تکلیف نبود. برای نمونه، ابن عباس و عبدالله بن عمر با آن حضرت در رابطه با وضعى که پیش آمده بود سخن گفتند، تا بلکه امام (علیه السلام) را از تصمیمى که داشت منصرف نمایند. هنگامی که سخن بین آنها طولانى گشت، در پایان بعد از آنکه هر دو، گفتار حسین (علیه السلام) را تصدیق نمودند، آن حضرت به عبدالله بن عمر فرمود: " تو را به خدا قسم! آیا در نظر تو، من در روشى که پیش گرفته ام و در امرى که جلو آمده بر خطا هستم؟ اگر نظر تو غیر اینست، نظر خودت را اظهار کن."
ابن عمر گفت: خدا گواه است که تو بر خطا نیستى و خداوند، پسر دختر پیغمبر خود را بر راه خطا قرار نمى دهد. فردی مانند تو از نظر پاکی و نزدیکی به پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله وسلّم) با کسی مثل یزید نباید بیعت کند، اما من از آن بیمناکم که شمشیرها به روى نیکو و زیباى تو فرود آیند. پس با ما به مدینه باز گرد و اگر خواستى با یزید هم هرگز بیعت نکن. حسین (علیه السلام) فرمود: "هیهات! (یعنى این آرزو غیر ممکن می نماید) که من بتوانم به مدینه بازگردم و در آنجا با امنیت و فراغت خاطر زندگى کنم. اى پسر عمر! این مردم اگر به من دسترسى نداشته باشند، مرا طلب کنند تا بیابند تا این که یا با کراهت بیعت کنم؛ یا آنکه مرا بکشند. آیا نمى دانى که از خارى دنیا اینست که سر یحیى بن زکریا را براى زناکارى از زناکاران بنى اسرائیل بردند... "(1) سپس عبدالله بن عمر تقاضا کرد تا بوسه گاه پیامبر اکرم (صلّى الله علیه و آله وسلّم) را ببوسد. آنگاه گریست و گفت: تو را به خدا مى سپارم که در این سفر شهید خواهى شد.(2)
( برگرفته از کتاب "پرتوی از عظمت امام حسین (علیه السلام)"، تالیف آیت الله صافی گلپایگانی(با اندکی تصرف)) ....................................................... پاورقی ها: 1- مقتل خوارزمى، صفحه 191 و 192 2 ـ قمقام زخار، صفحه 333
+ نوشته شده در شنبه 19 اسفند1385ساعت 16:52  توسط محمد رسولی امین
|
اربعین
اگر عاشورا روز (( آتش )) بود اربعین روز (( آب )) است . اگرعاشورا روز (( فراق )) بود اربعین روز (( وصال )) است . اگر عاشورا (( افتادن )) بود اربعین (( برخاستن )) است . اگر عاشورا (( نقطه )) بود اربعین (( راه )) است . اگر عاشورا (( تکلیف )) بود اربعین (( تاکید )) است . اگر عاشورا (( رفتن )) بود اربعین (( بازگشتن )) است . اگر عاشورا (( ریزش )) بود اربعین (( رویش )) است . اگر عاشورا (( قطره )) بود اربعین (( دریا )) است . اگر عاشورا ندای (( هل من ناصر ینصرنی )) داشت اربعین فریاد های (( لبیک )) دارد . اگر عاشورا (( سرخ )) بود اربعین ... هم (( سرخ )) است . زمین و زمان همیشه (( سرخ )) است . اگر عاشورا (( بدنهای قطعه قطعه )) داشت (( تب )) داشت (( سیلی )) داشت (( تازیانه )) داشت . اگر عاشورا (( ثار )) داشت ... این الطالب بدم المقتول بکربلاء ؟
+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 16:50  توسط محمد رسولی امین
|
![]() در سرزمين سوزان و آتشين عربستان و در ميان خلق و خوي بدوي و بياباني اعراب، انساني به رسالت مبعوث ميشود كه پيامبر رحمت است و سرلوحه پيام خويش را اتمام مكارم اخلاق بيان ميدارد و ميفرمايد: « إنما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق»؛ يعني به درستي كه من براي تكميل و تمام كردن مراتب بالاي اخلاق و مكارم اخلاقي مبعوث شدهام. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 16:19  توسط محمد رسولی امین
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 اسفند1385ساعت 0:19  توسط محمد رسولی امین
|
رسول ملا قلی پور در گذشت
باز هم خبر تاسف بار در گذشت یکی از کسانی که برای سینمای ایران مخصوصا دفاع مقدس ما را ناراحت کرد . درگذشت پدر دوست عزیزم علی ملا قلی پور که یکی از بچه های مسجدی و همچنین با صفای ما بود را خدمت ایشان و خانواده گرامی آن مرحوم تسلیت عرض می کنم . در ذیل اشاره ای گذرا به زندگی ایشان می کنم . ان شاء الله بهشت برین جایگاه ایشان باشد . ملاقليپور در سال 1334 در تهران متولد شد وكار هنري خود را پس از پيروزي انقلاب با عكاسي آغاز كرد و سپس به ساخت فيلمهاي مستند درباره دفاع مقدس پرداخت.
+ نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 23:4  توسط محمد رسولی امین
|
|
|
|
|