
حضرت رقیه نازدانه اما م حسین بود ونام مادرش ام اسحاق. رقیه درسال 61 هجری با پدرش به کربلا
سفرکرداون موقع ایشان بنابراسناد موجود سه ساله بودند. حضرت رقیه تشابهاتی نیز با حضرت فاطمه
داشتند. هم نام بودندوهمانطور که برصورت فاطمه زهرا سیلی زدند وپهلویش راشکستند با حضرت رقیه
نیز چنین کردند.رقیه بنت الحسین در 5 صفر درخرابه شام براثر شکنجه ها وفراق پدر بعد از بغل کردن
ودیدن سربریده سید الشهدااز دنیا رفت وامام سجاد حضرت راغسل وکفن ودرهمان خرابه که حال حرمی
مطهردرسوریه شده دفن کردند. بی بی مدتها بود به عمه زینبش میگفت:عمه تودعات زود میگیره دعا
کن :اللهم عجل وفاتی. فهمیدین؟؟!! خیلی ها ازهمین دردانه سید الشهدا شفا گرفتندازمسلمان ومسیحی
وبزرگ وکوچک. خدایا به حرمت بی بی رقیه قسم میدهم که دست مارو به بند قنداق علی اصغر گره بزن که
رقیه تاب نبودنش ونیاورد و..../ انشاالله
گفت: عدومن را به قصد کُشت میزد به جسم کوچکم با مُشت میزد
به من گفتا برو تا که دویدم لگد برپهلویم از پُشت میزد
و اما اب گرفتگی قبر حضرت رقیه درسال1280:
سید ابراهیم از خادمان حرم بود ونود سال داشت وصاحب سه دختر بود وپسر نداشت. یک شب دختر بزرگش
درخواب حضرت رقیه را میبیند که میفرماید: به پدرت بگوبه والی بگوید میان قبر ولحد من آب جمع شده
تعمیر کنند.دختر خواب را برای پدرش تعریف میکند اما سید ابراهیم از ترس اهل خلاف سنّت ترتیب اثر
نمیدهد. شب دوم وسوم دودختر دیگرش همین خواب را میبینند وبه پدر میگویند اما پدر بازهم ترتیب اثری
نمیدهد تا شب چهارم که بی بی به خواب خود سید ابراهیم می آید. ومی فرماید: چرا والی را خبر نکردی؟
صبح سید نزد والی شام میرود وخوابش راتعریف میکند. والی امر کرد علما وصلحای شام از اهل خلاف
سنّت وشیعه غسل کرده ولباس نظیف بپوشند آنگاه درب قبر قفلش به دست هرکه باز شد آن فرد نبش قبر
میکند وجسد مقدسه را بیرون می آورد.قفل در به دست کسی باز نشدالا سید ابراهیم. برای نبش قبر هم
کلنگ هیچ کس جز سید ابراهیم کارگر نشد. قبر مطهر شکافته شد ودیدند بدن آن مخدره در میان کفن تمیز
مانده اما دور لحد آب جمع شده. سید بدن مطهر را بیرون آورده وروی زانوی خود گرفت وپیوسته گریست.
تا لحد را تعمیر کنند. وفقط دراوقات نماز بدن را در جای نظیفی قرار میداد وبعد از نماز دوباره بدن را بر
زانومیگرفت. تااینکه تعمیر به پایان رسید .بدن را دفن نمودند. ازاعجاز بی بی این بود که دراین سه شبانه
روزسید ابراهیم نه حاجتی به آب وغذا یافت نه به تجدید وضو. ضمنا هنگام دفن سید دعا کرد صاحب پسری
شود وهمین نیز شدکه در نود سالگی صاحب پسری شد ونامش را مصطفی گذاشت. انشاالله چشم همه مارو
به حرم نورایی اش روشن کنند. انشاالله
تموم زندگی من نذر رقیه س جوونیمو هرچی دارم وقف رقیه س
+ نوشته شده در جمعه 4 اسفند1385ساعت 12:12  توسط محمد رسولی امین
|