تبليغاتX
عدالت

 

امشب آرام و قرار ندارم زیرا قرار است در خانه خدا ( مسجد) با افرادی معتکف شوم که شاید تا به حال هیچکدام از آنها را ندیده بودم ولی همه ما برای دست یافتن به یک هدف ثابت که همان پاک کردن درون و این که به یک خودشناسی  و خداشناسی دست پیدا کنیم در مسجد بلال سازمان صدا و سیما جمع شدیم .

نمی دانم شاید وقتی سال گذشته زمانی که در مسجد دانشگاه شریف معتکف شدم و به یک آرامش درونی دست پیدا کردم یک حس درونی در من ایجاد شد و مرا ترغیب کرد در سال های آینده نیز پا به این مکان بگذارم . چرا ؟ زیرا محلی است که به دور از هر گونه دغدغه و هیاهوی دنیوی ومادی تنها وتنها مشغول عبادت خدا هستی . وقتی می بینی جوانانی که می توانند همانند هم سن و سال های خود  که به خوشی های ظاهری و زودگذر دل می بندند ، باچه خلوص نیتی به عبادت خدا مشغول هستند احساس غرور می کنی ، احساسی که شاید باید بود ودید و باید درک کرد تا آن را حس کنی . امشب من به همراه یکی از دوستانم برای عزیمت به مسجد بلال به طرف آنجا حرکت کردیم که البته باید از دوست پدرم که ما را در زمانی که همه مساجد ظر فیتشان تکمیل شده بود و ما را به آنجا معرفی کرد تشکر کنم خدا خیرش دهد ، در ابتدای ورود به مسجد به شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس که در جلوی مسجد مدفون شده بودند ادای احترام کردیم و با آنها عهد بستیم که ما هم می خواهیم راه آنها را در پیش بگیریم راهی که شاید برای رسید ن و از آن منحرف نشدن باید خیلی با هوای نفس خود مبارزه کنیم . ( خداوندا ما را در انجام این هدف الهی یاری کن ) . بعد از ورود به مسجد بنده  به خواندن کتاب هایی پرداختم  که تا هفته دیگر که انشاالله اگر خدا بخواهد عازم خانه خدا یعنی مکه مکرمه و مدینه منوره شوم که در اعتکاف سال گذشته از خدا در همین مراسم اعتکاف درخواست کردم و خدای رحمان دعای مرا برآورده کرد و مرا طلبید ، از این جا از همه دوستان حلالیت می طلبم انشاالله قبل از رفتنم یک پست در باره آن می نویسم . این کتاب ها را به این دلیل باید می خواندم تا با شناخت هر چند نسبی وارد این مکان مقدس شوم و بتوانم از تمام فرایض و فضیلت های آن تا آنجا که می توانم استفاده کنم( انشالله) .بعد از خواندن کتاب سرزمین یادها و نشانه ها که نویسنده آن آقای محمد فرقانی است و در رابطه با اماکن مکه و مدینه و داستان های هر مکان است و همچنین اعمال آن را توضیح داده یکی دو ساعت خوابیدم تا برای خواندن نماز شب و همچنین خوردن سحری سرحال باشم بعد از خوردن سحری نماز صبح را به جماعت ، همراه بقیه دوستان معتکف خواندیم و بعد از آن شروع به تلاوت قرآن به مدت 30/1 ساعت کردیم که تقریبآ دو جز را همراه جمع خواندیم بعد  از آن نیز به استراحت و اعمال فردی مشغول شدیم شدیمکه خواب فرد معتکف و روزه دار نیز طبق گفته امامان معصوم نیز ثواب است . بعد از استراحت، تلاوت قرآن را توسط قاری محترم قرآن حاج آقای قبادی ادمه دادیم بعد از تلاوت قرآن حاج آ قای اعتمادیان در مورد حضرت علی و روز تولد آن حضرت سخنانی را ایراد کردند. بعد از سخنرانی ایشان حاج سید محمد قاضوی مداح اهل بیت شروع کردند و در مدح حضرت علی اشعاری را خواندند و فضایلی را از حضرت علی ذکر کردند . ای کاش ما هم آن حضرت را بتوانیم درک کنیم که البته عدل حضرت علی را شاید اصلا نتوانیم درک کنیم زیرا عدل علی، عدل الهی بود . بعد از آن نماز ظهر را به جماعت خواندیم و یک روحانی بعد از نماز احکامی را در مورد اعتکاف متذکر شدند . بعد از آن دوباره تلاوت قرآن را به مدت 30/1 ساعت با صدای حاج آقای قبادی که از قراء کشوری هستند همخوانی کردیم بعد از آن به علت این که حاج آقای ثمری کسالت داشتند روحانی دیگری جای ایشان سخنرانی قبل از نماز مغرب را ایراد کردند . در ضمن باید بگویم که امروز از دو شبکه صدا و سیما هم برای گزارش به مسجد آمده بودند و از مراسم اعتکاف گزارش تهیه می کردند . بعد از سخنرانی مشغول دعا و خواندن مفاتیح شدیم تا اینکه اذان را گفتند و نماز مغرب و عشا را به امامت حاج آقای بنایی خواندیم بعد از آن افطار کردیم ، واقعا در کنار افرادی که آمدند خود را پاک کنند حتی خوردن یک لقمه در کنار آنها افتخاری است که آن را نمی شود هرگز با هیچ یک از بهترین خوردنی های عادیمان مقایسه کرد . بعد از خوردن افطاری به مدت 30 دقیقه نماز قضا به امامت حاج آقای بنایی خواندیم . دعای پر فیض  توسل برنامه بعدی ما بود که حاج آقای قبادی به زیبایی هر چه تمام تر خواندند که اشک های همه معتکفین را جاری کردند ، و باز هم خدایا شکر و هزاران مرتبه شکر به خاطر این که مرا در چنین مکان معنوی و روحانی قرار دادی ، مکانی که وقتی می بینی که جوانانی که بر خلاف اکثر جوانان امروزی که به دنبال هرزه گی هستند با چه خلوص نیتی دست های خود را به آسمان می گیرند و با تمام وجود و از ته دل خدا را شکر می کنند و اشکهای آنها که همچون قطرات باران سرازیر می شود   خدایا باز هم شکر به خاطر این همه نعمات . خداوندا می دانم که من گنهکارم  و تویی که با قرار دادن من در این مکان ها می خواهی مرا پاک کنی ، ای کاش من این امر را درک کنم و لیاقت این همه محبت را داشته باشم . بعد از خواندن دعای توسل باز هم ادامه تلاوت قرآن را که بهترین سخن وکلام الهی است و اگر خود من به جایی رسیدم به برکت همین قرآن است که خدایا تو به من توفیق آن را دادی که تمام آن را در سینه ام حفظ کنم . بعد از آن کمی استراحت کردیم و در ساعت 30/2 نیمه شب با صدای مناجات حضرت علی توسط حاج آقای بیدی از خواب بلند شدیم تا به خواندن نماز شب در دومین سحر اعتکاف بپردازیم ، بعد از صرف سحری نماز صبحح با شکوه هر چه تمام تر خوانده  شد و بعد دوباره به پای کلام وحی نشستیم ، سخنران قبل از نماز ظهر حاج آقای پیشوایی بودند که سخنان ایشان به زیبایی به دل همه نشست . ایشان در در مورد آیه (186 سوره بقره)( وَ ِاذا سَاَلَکَ عِبادی عنی فَاِنی قَریب  اُجیبُ دَعوَةَ الداع ِ  ِاذا دَعان ِ فَلیَستَجیبولی وَ لیُوِمنُو بی لَعلَهُم یَرشُُدُُون ) فرمودند : یعنی خدا به پیامبراعظم می فرماید : هر گاه از بندگان من  مرا صدا زدند بگو که من نزدیک هستم و دعوت آنها را لبیک می گویم . یکی از شرایطی این که خداوند به دعوت ما لبیک بگوید این است که طبق حدیث( النیات باالصادقه) یعنی خلوص نیت است . ایشان گفتند : اگر می خواهید اثرات اعتکاف در وجودتان باشد و همیشه خداوند دعای ما استجابت کند نماز اول وقت است .یعنی نماز اول وقت ترک نشه یک نوع استجابت است و طبق حدیث پیامبر اعظم ( الصلاة اول الوقت فی رضوان الله) یعنی نماز اول وقت موجب رضایت خداست . ( الهم وفقنا تحب و ترضی ) خدایا به ما توفیق بده آن چه را دوست داری و راضی هستی . در خانه اگر کسی است یک حرف بس است ایشان گفتند : که ما باید جوری حواس پنج گانه را تعقیب کنیم که بتوانیم آقای خود ، پیشوای خود ، امام زمانمان را ببینیم ، ایشان می فرمایند ما باید  طوری خودسازی کنیم که در روز های بعد بتوانیم همه حواس خود را کنترل کنیم ایشان فرمودند :( کتاب الله و عترتی) از پیامبر اعظم یعنی قرآن و قرآن ،  و عترتی را نیز قرآن دانستند . ایشان در ادامه گفتند : باید نیروی ظاهر با نیروی باطن هماهنگ باشد، امان از هوای نفس ؛ یعنی این که انسان خود را از همه بالاتر بداند . حاج آقا پیشوایی درپایان فرمودند : انسان را به هواپیما تشبیه کردند که دو بال بزرگ به نام علم و فکر دارد و انسان دو بال کوچکتر که تعادل را در زندگی حفظ می کند که سیر و سلوک است و مرکز ارتباط با برج مراقبت است ، یعنی ما باید همیشه ارتباطمان را با خداوند بر قرار کنیم واگر  ارتباطمان را با توجه به آیه اولو الامر با اهل بیت قطع کنیم سقوط می کنیم . بعد از صحبت های حاج آقای پیشوایی حاج آقای تاری مداح محترم به ذکر مصائبی در مورد حضرت زینب پرداختند و ما را به فیض اکمل رساندند . بعد از مداحی نماز ظهر را به جماعت حاج آقا ادیب یزدی ریاست مجتمع فرهنگی مسجد بلال سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران خواندیم . با پایان نماز با دوستانی که در اعتکاف با آنها شدیم مشغول صحبت شدیم ، تا بازخواندن کلام وحی آغاز شود سپس حاج آقای ادیب یزدی در مورد اعتکاف سخنانی را ایراد کردند و در مورد شرایط معتکف و این که قدر خود را بدانیم و غرور ما را نگیرد که سه روز اعتکاف کردیم ، که سه روز حداقل اعتکاف است وما اگر بتوانیم بعد از اعتکاف جسم خود را همانند زمانی که در خانه خدا هستیم مراقبت کنیم قطعا به موقعیت هایی دست پیدا می کنیم که این از آثار اعتکاف است. و طبق گفته حضرت علی بر معتکف یاد خدا . تلاوت قرآن ونماز لازم است و نمی بایستی به گفتار دنیا مشغول باشد . بعد از سخنان ایشان نماز را به امامت ایشان خواندیم ، نکته جالب این بود که  ایشان در سر سفره افطار با معتکفین شوخی می کردند و به زیبایی  به سوالات آنها پاسخ می دادند . سپس نمازهای  قضا را د وباره به جماعت خواندیم بعد از آن حاج آقای قبادی حدیث کسا را خواندند و به خاطر این که شب وفات حضرت زینب بود به ذکر مصائب کربلا و خانم حضرت زینب پرداختند به طوری که اشک های همه معتکفین جاری شد. بعداز آن کتاب هدایت یعنی قرآن را خواندیم و من با فردی که در اعتکاف باایشان آشنا شدم که ا یشان همچنین برادر شهید وکارمند صدا وسیما بودند و در مورد مسائل مختلف با ایشان صحبت کردم و اطلاعات مفیدی کسب کردم . بعد از آن مشغول عبادت و راز ونیاز با آفریدگار خود شدم تا زمانی که مناجات امیر المومنین حاج آقای شمس به زیبایی در مسجد طنین انداز شد . بعد از خواندن نماز صبح و قرائت قرآن برای گرفتن غسل نیمه رجب می خواستم به حمام بروم که توفیق حاصل نشد . سخنرانی روز آخر را هم حاج آقای صدیقی که می توانم به جرات بگویم بهترین سخنران حال حاضر هستند ایراد کردند که وقتی انسان به چهره نورانی ایشان نظر می افکند خود به خود اشک از چشمانش جاری می شود و لحن دلنشین ایشان روی افراد خیلی تاثیر گزار است ، خدا حفظش کند . سپس نماز ظهر را به امامت حاج آقای ادیب خواندیم و در پایان نماز یک فیش حج به یک پسر بچه ای دوازده ساله  که ازهفت سالگی به مدت  پنج سال در این مسجد معتکف می شد تقدیم کردند، که در این هنگام اشک شوق از چشمان همه معتکفین جاری شد و از این اقدام زیبای حاج آقا ادیب استقبال کردند . کم کم خودمان برای اعمال ام داوود که از اعمال پایانی اعتکاف است آماده کردیم ، که این برنامه هم توسط حاج آقا نورایی اجرا شد . نمی توانم درباره این قسمت چیزی بگویم و آن هم اتمام اعتکاف و دوری از دوستانی که با آنها تازه آشنا  شدیم و قدم گذاشتن در هیاهو های دنیوی ، معتکفین باچشمانی اشک بار از هم جدا می شدند ، ولی باید جدا شویم و تا اعتکاف بعد از هوای نفسانی دوری کنیم و  بتوانیم در جامعه و در مرکز فساد مورد آزمایش الهی قرار بگیریم تا ازاین آزمایش به سر بلندی بیرن بیاییم ( انشاالله ) .

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 5:0  توسط محمد رسولی امین  | 

New Page 5

Powered javascript code by WwW.mohammadrasouliamin.blogfa.Com-->

12 or 24 hours timer