تبليغاتX
عدالت

اياك نستعين همه گويند در بهار/ نگاهی به بهاريه‌های شعر فارسی

 

بهار و عيد نوروز در تاريخ شعر فارسی تجلی پر شمار وانعكاس فراوانی داشته است، شعرا و سرايندگان شعر فارسی تحت عنوان بهاريه سروده‌های زيادی از خود بر جای گذاشته‌‌‌اند، در شعر فارسی معاد و مسئله زنده شدن مردگان تشبيه به بهار شده و بسيار در شعر به كار رفته است.

 

 ادبيات آينه تمام‌نمای فرهنگ و انديشه يك ملت است، اين سخن بدان معناست كه آنچه آدمی می‌انديشد و آنچه به صورت رفتار خاص از اين انديشه سر می‌زند درادبيات نمايان است، از همين رو می‌توان با مطالعه آثار ادبی يك سرزمين به زوايای نهان و آشكار مردمان آن پی برد و علاوه بر شناخت ديدگاه اقوام مختلف نسبت به پديده‌ها و موضوعات گوناگون، رسوم و آيين‌های مختلف را نيز در مناسبت‌ها و وقايع مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار داد.

يكی از اين آيين‌ها و رسوم، نوروز است كه همواره در ادبيات ايران زمين منعكس شده است، بهار نيز كه جز جدانشدنی نوروز است، به زيبايی در ادبيات فارسی به كار رفته است، بهار و عيد نوروز در تاريخ شعر فارسی تجلی پر‌شمار و انعكاس فراوانی داشته است. شعرا و سرايندگان شعر فارسی

تحت عنوان «بهاريه» سروده‌های زيادی از خود بر جای گذاشته‌‌‌‌اند. «بهار» به ‌عنوان احياگر طبيعت و «عيد نوروز» درحقيقت زندگی تازه و نو را برای انسان‌ها به دنبال خود می‌آورد.

از قرن چهارم، با شكل‌گيری قصيده و رواج آن، تغزل و تشبيب بسياری از قصايد در وصف بهار بود. از اينرو برخی بهاريه را صرفاً چنين قصيده‌ای می‌دانند، با وسعت يافتن تشبيب قصيده و تولد غزل، بهاريه منحصر به قصيده نماند و به تدريج به قالب‌های ديگر شعر، مانند غزل و مثنوی، نيز درآمد.

نخستين بهاريه مشهور از رودكی و سراسر آن وصف بهار با اين مطلع: «آمد بهار خرم با رنگ و بوی طيب/ با صد هزار نزهت و آرايش عجيب» است. اگرچه شايد اين شعر مقدمه قصيده‌ای بلند بوده باشد. در همان دوران، دقيقی نيز زمين را در بهار دارای خلعت ارديبهشت و درخت را حور بهشتی دانسته است، «برافگند‌ای صنم ابر بهشتی/ زمين را خلعت ارديبهشتی/ بهشت عدن را گلزار ماند/ درخت آراسته حور بهشتی».

با رواج سبك خراسانی، طبيعت‌گرايی اوج می‌يابد. اشعار نيمه دوم قرن چهارم و اوايل قرن پنجم سرشار است از رنگ و بوی گل‌ها و آواز پرندگان. منوچهری نماينده اين دوره از نظر تصاوير شعری است، مسمط‌های منوچهری از باشكوه‌ترين بهاريه‌های شعر فارسی است و همواره مورد تقليد شعرای بعد از او بوده است، از جمله «نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز/ زيرا كه بود نوبت نوروز به نوروز...كبكان دری غاليه در چشم كشيدند/ سروان سهی عبقری سبز خريدند/ بادام بنان مقنعه بر سر بدريدند...» شاعران در حمايت دربار سامانی و غزنوی، كه كانون شادخواری و كامرانی بود، به مديحه‌سرايی می‌پرداختند و صفات بهار را به ممدوح نسبت می‌دادند. از بين آنان فرخی بسياری از اشعار خود را با وصف بهار آغاز كرده و قصيده داغگاه او از مشهورترين بهاريه‌های شعر فارسی است.

توصيف بهار گاهی در شعر وسيله‌ای برای بيان مقصود و انديشه‌های ديگر قرار می‌گيرد، برای نمونه عده‌ای از شاعران در شعر خود بهار را معاد طبيعت و يكی از نشانه‌ها و معجزات پروردگار عنوان می‌كنند.

قرآن و احاديث نيز اشارات فراوانی به بهار و نو شدن طبيعت كرده‌اند؛ در احاديث، به قرآن‌كريم، كتاب آسمانی مسلمانان لقب «بهار دل‌ها» داده‌شده است، به پيامبر اكرم(ص) نيز «بهار جهان» و «بهارِ يتيمان» لقب داده‌اند. در نهج‌البلاغه نيز پرهای طاووس به دسته گلی كه از شكوفه‌های گوناگون گل‌های بهاری چيده شده، مانند گشته است.

برخلاف باور عموم بهار هميشه مضون اصلی «بهاريه‌ها» را تشكيل نمی‌دهد؛ تنها در بهاريه‌هايی كه گفتمان توصيفی بر آنها حاكم هستند، بهار مضمون اصلی شعر را تشكيل می‌دهد؛ انسان پيشامدرن رابطه‌ای بی‌واسطه و نزديكتر با طبيعت داشته است؛ بهار به عنوان احياگر طبيعت در حقيقت زندگی تازه انسان را به دنبال خود می‌آورد، نگاه اين انسان به اين بهار برونگرا، آفاقی و ابژكتيو و شعر برآمده از اين نگاه توصيفی است.

در مقياسی وسيعتر، بهار می‌تواند نماد عدم پايداری دنيا و نعمات آن باشد؛ نعمت‌هايی كه شايسته‌ی دلبستگی نيست مانند اين بيت حافظ كه می‌گويد: «مرغ زيرك نزند در چمنش پرده سرای/هر بهاری كه به دنبال خزانی دارد»

ناصرخسرو در توصيف بهار چنين می‌سرايد:

«چند گويی كه چو هنگام بهار آيد

گل بيارايد و بادام به بار آيد

روی بستان را چون چهره دلبندان

از شكوفه رخ و از سبزه عذار آيد

اين چنين بيهوده‌ای نيز مگو با من

كه مرا از سخن بيهوده عار آيد

شصت بار آمد نوروز مرا مهمان

جز همان نيست اگر ششصد بار آيد

هر كه را شست ستمگر فلك آرايش

باغ آراسته او را به چه كار آيد؟

سوی من خواب و خيال است جمال او

گر به چشم تو همی نقش و نگار آيد»

مولانا نيز در مثنوی درباره بهار و نوروز می‌گويد:

گفت پيغمبر به اصحاب كبار

تن مپوشانيد از باد بهار

كانچه با برگ درختان می‌كند

با تن و جان شما آن می‌كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 23:15  توسط محمد رسولی امین  | 
 
غزه کجاست؟ چه کساني و چرا براي آن مي‌جنگند؟

 

در 29 نوامبر سال 1947، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با دوسوم رأی اکثریت بین المللی، طرح سازمان ملل برای تجزیه فلسطین تصویب رساند (قطعنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل متحد). این طرح برای پایان دادن به مناقشه اعراب و اسرائیل در نظر گرفته شده بود، سرزمین فلسطین را به 2 کشور یهودی نشین و عرب نشین تقسیم می کرد و بخش اعظم بیت المقدس را که شامل بیت اللحم می شد، تحت کنترل نیروهای بین المللی قرار داد. رهبران یهودیان این طرح را پذیرفتند اما رهبران اعراب فلسطین آن را نپذیرفته و از مذاکره در مورد آن امتناع کردند. کشورهای عرب و مسلمان همسایه فلسطین نیز با طرح تجزیه مخالفت کردند *(همسایگان عرب و ارتش های آنان (لبنان، سوریه، عراق، مصر، اردن، ارتش جهاد، ارتش آزادی بخش اعراب و اعراب محلی) بلافاصله پس از اعلام استقلال اسرائیل به این کشور جعلی حمله کردند و متعاقب آن جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 در گرفت.)

در قطعنامه¬ی مربوط به تقسیم فلسطین آمده است که سازمان ملل متحد، «با اطلاع از بیانیه¬ی دولت قیم در مورد تلاش برای اتمام خروج نیروهای خود از فلسطین در اول آگوست 1948، به پادشاهی متحد (بریتانیا) به عنوان دولت قیم بر فلسطین و سایر اعضای سازمان ملل متحد توصیه می کند که در مورد آینده ی فلسطین،پروژه ی تقسیم این کشور و ایجاد فدراسیون اقتصادی را در دستور کار خود قرار دهند.» بر اساس این طرح، قلمرو رژیم صهیونیستی، در حدود 54 درصد از مساحت فلسطین را در بر می گرفت. به رغم آنچه در منشور جامعه ملل آمده بود و خواستار توجه به خواسته های اعراب و یهودیان فلسطین در اعطای حکم قیمومیت شده بود اما تصمیم اعطای قیمومیت، خواسته های مردم فلسطین را مد نظر قرار نداد. این امر اهمیت فراوان یافت چرا که دولت انگلیس تقریباً 5 سال پیش از دریافت حکم قیمومیت فلسطین از جامعه ملل، به سازمان صهیونیست ها تعهد داده بود سرزمین ملی یهودیان را در فلسطین تاسیس کند، چرا که رهبران صهیونیست ها مدعی بودند اجدادشان 2 هزار سال پیش از پراکندگی یهودیان، در فلسطین می زیسته اند.

با شروع اقدامات اجرایی این پروژه،انگلیسی ها عقب نشینی کردند و یهودیان در 15 مه 1948، در جریان جنگی نابرابر، بر سرزمین هایی چنگ انداختند که فراتر از قطعنامه تقسیم فلسطین بود که از جمله ی آن ها قدس غربی است. قدس شرقی، کرانه باختری و نوار غزه، از اشغال دور ماند. مساحت کل فلسطین 27027 کیلومتر مربع و مساحت اراضی اشغال شده در سال 1948، 20770 کیلومتر مربع بوده است. به عبارت دیگر، 77 درصد از کل مساحت فلسطین اشغال شد.

در واقع این اقدام سازمان ملل، پروژه مقدماتی بود برای به رسمیت شناختن کشوری به نام اسرائیل که هیچ مبنای تاریخی و مبنایی نداشت. تنها 11 دقیقه پس از صدور اعلامیه ملل متحد مبنی بر پایان قیمومیت انگلیس بر فلسطین در نیمه شب 14، 15 مه 1948، ترومن "رئیس جمهور وقت امریکا" اسرائیل را به رسمیت شناخت و به این ترتیب، چراغ سبز جامعه بین المللی برای توسعه تجاوزات رژیم صهیونیستی به سران این رژیم نشان داده شد. در پی تجاوز ژوئن 1967، باقی مانده فلسطین و بیت المقدس و بعضی از مناطق مصر، سوریه و اردن اشغال شد. پس از 5 ماه از این تجاوز اخیر، قطعنامه ای در شورای امنیت (شماره 2420) صادر شد که در آن، عقب نشینی نیروهای مسلح اسرائیل از زمین های اشغال شده در درگیری های اخیر لحاظ شده بود. در واقع، این قطعنامه تثبیت اشغال بخشی از اراضی فلسطین از سوی اسرائیل در سال 1948 را قانونمند کرد و به این ترتیب، پروژه تشکیل کشور جعلی اسرائیل به نتیجه رسید.

در اکتبر سال 1973، مصر و سوریه، وارد جنگ علیه اسرائیل شدند و طی آن بعضی از اراضی اشغال شده خود را از اسرائیل بازپس گرفتند. البته با عقب نشینی مصر از جنگ، سوریه نیز ناچار به توقف شد و شورای امنیت با تصویب شتاب زده قطعنامه شماره 338 خود از همه ی طرف درگیر خواست فوراً به اجرای کامل قطعنامه شماره 242 که در سال 1967 صادر شده است، بپردازند. این شرایط مانع از پیشروی بیشتر اعراب در جنگ شد.

در مارس سال 1978، اسرائیل با تجاوز به لبنان، نیمی از جنوب لبنان را به تصرف خود درآورد. این بار هم شورای امنیت اقدام به صدور قطعنامه شماره 425 کرد که در آن از اسرائیل خواسته شده بود ضمن احترام به اراضی لبنان و حاکمیت و استقلال این کشور، فوراً عملیات نظامی خود را علیه تمامیت اراضی لبنان متوقف سازد و نیروهای خود را از همه اراضی لبنان فرا بخواند.
در عمل، اسرائیل با بی اعتنایی به قطعنامه اخیر، اقدام به ایجاد نوار امنیتی در منطقه اشغال شده ی خود کرد و یک چهارم از اراضی جنوب لبنان را در اشغال خود نگه داشت و از آن به عنوان فضایی حیاتی برای حمایت از مستعمره های شمالی در فلسطین در برابر اقدامات سازمان آزادی بخش فلسطین بهره برداری کرد.
اسرائیل با یک حرکت خزنده و با همراهی تلویحی سازمان¬های بین المللی و کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده امریکا، توانست خود را وارد پیمان¬های سیاسی کند و در کش و قوس های بین المللی، مشروعیت جعلی خود را تثبیت نماید. به موازات این جریان، با تجهیز ارتش اسرائیل توسط امریکا و همپیمانان اروپایی¬اش، به تدریج سناریوی برتری وحشت در منطقه به اجرا گذاشته شد و تابوی شکست ناپذیری ارتش اسرائیل در اذهان اکثر دولت¬های منطقه شکل گرفت که نهایتاً خیلی از دولت¬های منطقه را وارد فاز جدید سازش با اسرائیل و به رسمیت شناختن این کشور کرد.

سازش اعراب با اسرائیل

همه تلاش های اسرائیلی، امریکایی در حوزه سیاسی، ایجاد تشتت و پراکندگی در مواضع اعراب بود. این تلاش ها در سال 1979 با خارج کردن مصر از گردونه نزاع اعراب و اسرائیل به نتیجه رسید. در 17 سپتامبر سال 1979، معاهده صلح مصر و اسرائیل (موسوم به کمپ دیوید) با میانجیگری ایالات متحده و ریاست جمهوری وقت آن "جیمی کارتر" میان انور سادات و مناخم بگین نخست وزیر اسرائیل منعقد شد و به موجب آن، مصر سینا را باز پس گرفت و "اتخاذ همه تدابیر و اقدامات ضروری برای تضمین امنیت اسرائیل" را تعهد کرد. بر اساس این تعهد نامه، "مصر و اسرائیل و اردن و نمایندگان ملت فلسطین در مذاکرات مربوط به حل و فصل مسئله فلسطین" در همه جنبه های آن باید شرکت کنند.

با ورود مصر به عرصه صلح با رژیم اشغالگر قدس، عملاً جبهه¬ی مقابله با اسرائیل، نیروی اساسی خود را از دست داد و به تدریج دامنه سازش به سایر کشورهای عربی کشیده شد. سایه¬ی این وقایع به حدی سنگین بود که بعد از مدتی سازمان آزادی بخش فلسطین که زمانی در خط مقدم جبهه مبارزه مسلحانه با اسرائیل قرار داشت، با تزلزل رهبران آن به دام سازش و صلح افتاد و به این ترتیب کمر اتحاد عربی ضد اسرائیل خم شد. پس از 14 دو دیدارهای محرمانه هیأتی از سازمان آزادی بخش فلسطین و یک هیأت اسرائیلی که در پایتخت نروژ صورت گرفت، قرارداد اسلو در 13 سپتامبر 1993 توسط یاسر عرفات امضا شد و تضمین های امنیت و صلح را به طور مستقیم برای اسرائیلی¬ها به ارمغان آورد. هم چنین در تاریخ 26 اکتبر 1994، معاهده صلح اردن و اسرائیل منعقد شد و این کشور که در فرآیند نبرد غالباً بی طرف مانده بود، طی تماس های محرمانه با اسرائیل به ذلت سازش با کفر تن داد.

کشور سوری هم که همواره قائل به اتحاد عربی، فلسطینی بود، در این سناریو در انزوا فرو رفت و فشارهای سیاسی امریکا و اسرائیل این کشور را از دیگران جدا ساخت. البته پیوند 2 کشور سوریه و لبنان موجب قدرتمند شدن هر 2 کشور شد و تلاش¬های اسرائیل برای عبور از دست انداز سوریه به جایی نرسید.

یکی از مشکلات اساسی و لاینحل اسرائیل، وجود مقاومت¬های مسلحانه در جنوب لبنان بود که مظهر این مقاومت¬ها، حزب الله و مقاومت شیعیان به شمار می¬رفت. در واقع، قدرت گرفتن سلاح مقاومت در لبنان به موازات نفوذ استراتژیک انقلاب اسلامی ایران در منطقه سد عظیمی بود در برابر نقشه¬ی خاورمیانه¬ای امریکایی- اسرائیلی- اروپایی. علاوه بر این، گرته¬برداری نیروهای مقاومت فلسطینی از این جریان ضد صهیونیستی مجهز به سلاح ایمان و عقیده، نوید حرکت¬های جدیدی را در سرزمین¬های فلسطین می¬داد. همچنین درگیری ماشین جنگی اسرائیل در جبهه لبنان و سوریه، عامل تضعیف ارتش این رژیم در نفوذ به سرزمین¬های فلسطین بود. در ژوئیه 1993 و آوریل 1996، لبنان شاهد 2 تجاوز بزرگ بود که از هر 2 تجاوز، پیروز و سرافراز بیرون آمد. به رغم فشارهای سنگین بر لبنان، در نهایت و در پی عملیات فشرده و موفق مقاومت لبنان علیه اسرائیل و مزدوران آن، صهیونیست¬ها در 24 مه 2000، بی آن که هیچ دستاورد سیاسی یا امنیتی را محقق سازند، ناچار به عقب نشینی از لبنان شدند.

با مرور مقدمه فوق، به شرایط منطقه غزه و جنگ اخیر اسرائیل با مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) می¬پردازیم.

غزه

نوار غزه، ناحیه¬ای است نوار گونه که در کنار دریای مدیترانه و در منطقه خاورمیانه قرار دارد. نوار غزه از جنوب غربی با مصر و از شمال و شرق با سرزمین¬های اشغالی هم مرز است. منطقه نوار غزه 41 کیلومتر طول و در بخش¬هایی از 6 تا 12 کیلومتر عرض دارد. مساحت کلی نوار غزه، 360 کیلومتر مربع است. این منطقه دارای مرزی 51 کیلومتری با سرزمین¬های اشغالی و مرزی 11 کیلومتری با مصر در نزدیکی شهر رفح است. خان یونس در 7 کیلومتری شمال شرقی رفح واقع شده، و شهرهای متعدد در طول ساحل بین این منطقه و شهر غزه واقع شده است. بیت لحیا و بین حنون به ترتیب در شمال و شمال شرقی شهر غزه واقع شده¬اند.

حدود 1.5 میلیون نفر در نوار غزه زندگی می¬کنند که تماماً فلسطینی هستند. بیش از 99 در صد ساکنان نوار غزه را مسلمانان و حدود یک درصد از جمعیت را اقلیت مسیحیان فلسطین تشکیل می¬دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 0:28  توسط محمد رسولی امین  | 

استقبال از محرم

 «عاشورا»در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و«نهضت كربلا»،در طول چهارده قرن،با كوثرى زلال و عميق،سيراب كننده‏ جانها بوده است. هم اكنون نيز عاشورا،كانونى است كه ميليونها دايره ريز و درشت از ارزشها،احساسها، عاطفه‏ها،خردها و اراده‏ها بر گرد آن مى‏چرخد و پرگارى است كه‏عشق را ترسيم مى‏كند. بى شك،محتواى آن حماسه عظيم و انگيزه‏ها و اهداف و درسهايش يك‏«فرهنگ‏»غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد و در حوزه وسيع تشيع و دلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى،همواره با«فرهنگ عاشورا»زيسته،رشد كرده و براى آن جان باخته‏اند،تا آنجا كه در آغاز تولد،كام نوزاد را به تربت‏سيد الشهدا«ع‏» و آب فرات متبرک می کنند وهنگام خاكسپارى،تربت كربلا همراه مرده مى‏گذارند ودر فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على‏«ع‏»عشق‏مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس،با شير وارد جان‏ مى‏شود و با جان به در مى‏رود. ضرورت كار درباره نهضت كربلا،تاكنون بسيار نوشته،سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونه‏گون به اين حماسه‏نگريسته‏اند،بگونه‏اى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن،كتابخانه عظيمى را تشكيل مى‏دهد،اما...همچنان زمينه و ميدان براى‏پژوهش و عرضه‏هاى جديد در اين باره باز است.بقول‏«صائب‏»:
يك عمر مى‏توان سخن از زلف يار گفت در بند آن مباش كه مضمون نمانده است‏
آب
در حادثه كربلا،آب و عطش لازم و ملزوم يكديگرند.كاروان ابا عبد الله،كنار فرات‏فرود آمد، ليكن سپاه ابن سعد،فرات را به محاصره گرفت و آب را به روى امام حسين‏«ع‏» و اهل بيت و اصحابش بست و ميان امام و آب فاصله انداختند تا هم زودتر حسين‏«ع‏»را به ‏تسليم وادارند و هم از خاندان رسالت انتقام بگيرند.به نقل مورخان،از سه روز قبل از عاشورا با محاصره فرات،خيمه گاه امام در مضيقه بى آبى قرار گرفت و كودكان اهل بيت را با ديدن رود فرات،تاب تحمل عطش كمتر مى‏شد.منع آب از زنان و كودكان و افراد عادى(بويژه غيرنظاميان)در همه اديان و مذاهب،غير قانونى و عملى غير انسانى است،بويژه در اسلام. سپاه اموى با بستن آب به روى ياران و فرزندان حسين‏«ع‏»،اين كار خلاف شرع ومغاير با شرافت انسانى و جرم جنگى را مرتكب شدند و كسانى همچون مهاجرين اوس،عمرو بن حجاج و عبد الله بن حصين به اين عمل مباهات مى‏كردند و زخم زبان مى‏زدندكه:حسين!از اين آب،درندگان و پرندگان مى‏خورند ولى تو حق ندارى از آن بچشى! مساله‏«آب‏»،در ابعاد و صحنه‏هاى مختلف نهضت عاشورا مطرح است،از قبيل:فرات‏و نهر علقمه،مشك و عباس،كودكان و العطش،على اصغر و تير حرمله،سقايى وعلمدارى،سقاخانه، آب خنك و سلام بر حسين،غسل زيارت،لبهاى تشنه،بستن آب ‏در كربلا،مراسم طشت گذارى،مهريه فاطمه،برداشتن كام با آب فرات،سيراب كردن‏سپاه حر و...
تشنگى كودكان و شهادت حسين با لب تشنه از فرازهاى برجسته اين حادثه است.وقتى امام سجاد«ع‏»نيز پيكر امام را دفن كرد،با انگشت روى قبر پدر نوشت:«هذا قبرالحسين بن على بن ابى طالب،الذى قتلوه عطشانا».
از آب هم مضايقه كردند كوفيان خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
آب،رمز طلب و تشنگى و الگوى عطشهاى حيات بخش است و آنان كه از آب هم‏استغنا و بى‏نيازى نشان مى‏دهند و تشنگى را طالبند،به آب حيات و سيرابى جان مى‏رسند.
به گفته مولوی:
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 0:4  توسط محمد رسولی امین  | 

عرفات تمثيل دنيوی اعراف است

 عرفات همچون اعراف توقفگاهی برای حضور در حرم امن الهی است و از اين جهت تمثيل دنيوی اعراف است كه توقفگاهی سخت برای رسيدن به بهشت است.

 

اميرالمؤمنين(ع) درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمودند: «عرفات خارج از مرز حرم است و ميهمان خدا بايد بيرون دروازه، آنقدر تضرع كند تا لايق ورود حرم شود.» (كافی، ج 4، ص 224) از اين‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد كه جزو فضايل برجسته و وظايف مهم روز عرفه است. بنابراين، خداوند اين‌گونه ميهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای كه انبيا(ع) به طهارت آن قيام و اقدام كرده‌اند: «وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ» (سوره مباركه بقره، آيه شريفه 125) تطهير و پاك می‌كند؛ زيرا خداوند در خانه پاك، تنها ميهمانان پاك را می‌پذيرد.

اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آن‌ها كه در حديث شبلی بدان‌ها اشاره شده عبارت است از: وقوف در عرفات برای آن است كه انسان به معارف و علوم دينی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرينش با خبر شود. بداند كه خداوند به همه‌ نيازهای او واقف و بر رفع همه‌‌ آن‌ها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت كند كه طاعت او سرمايه و وسيله‌‌ هر بی‌نيازی است: «و طاعته غنی» (مفاتيح الجنان، دعای كميل).

همچنين حج‌گزار بايد در آن‌جا بر اين نكته عارف شود كه خدای سبحان به نهان و آشكار و صحيفه‌‌ قلب او و رازهای آن و حتی آن‌چه برای خود او روشن نيست و به طور ناخودآگاه در زوايای روح او می‌گذرد آگاه است؛ يعنی سرزمين عرفات محل ادراك و شهود مضمون آيه‌‌ كريمه‌‌ «وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى» (سوره مباركه طه، آيه شريفه 7) است.

نيز شايسته است در روز عرفه حج‌گزار از «جبل‌الرحمة» (جدای از كوه‎های اطراف خود، در سرزمين عرفات واقع است. رسول‌ اكرم(‌) بر تخته ‌سنگی از اين كوه ايستاد و خطبه‌‌ معروف عرفات را ايراد فرمود. همچنين سالار شهيدان امام حسين(ع) دعای بلند روز عرفه را در دامنه‌‌ اين كوه خواندند. بر قله جبل‌الرحمة، قبه‌ای به نام حضرت آدم‌(ع) قرار دارد كه نماز‌گزاردن در آن‌جا مكروه است) كه در سرزمين عرفات واقع است بالا رفته (بايد توجه داشت آن‌چه درباره‌‌ صعود بر جبل‌الرحمة بيان شده ناظر به حديث ‌شبلی است وگرنه بنابر مشهور بين فقها، در روز عرفه بالا رفتن از اين كوه مكروه است.) دعايی را كه سالار شهيدان حسين ‌بن علی(ع) در جانب چپ آن كوه رو‌ به كعبه ايستاد و خواند، بخواند.

امام سجاد(‌ع) فرمودند: راز بالای كوه رحمت رفتن اين است كه انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خدای سبحان نسبت به همگان ولايت تكوينی دارد و او ولی همه است: "هُنَالِكَ الْوَلَایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ» (سوره مباركه كهف، آيه شريفه 44) و گرچه رحمت عام خدا فراگير و شامل همه‌‌ موجودات است: «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ» (سوره مباركه اعراف، آيه شريفه 156) و «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» (سوره مباركه انعام، آيه شريفه 54) ليكن رحمت خاص او ويژه‌‌ پرهيزكاران است: "وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ...» مستفاد از مجموع دو آيه‌‌ اخير اين است كه خداوند بر خودش لازم كرده است كه رحمت خاص را به پرهيزكاران عطا كند.

دعای عرفه را از نظر مضمون می‌توان در اين موضوعات دسته‌بندی كرد: ستايش حق تعالی، تجديد عهد و ميثاق با خدا، خودشناسی، راز آفرينش انسان، تربيت انسان در دانشگاه الهی، نعمت‌های خداوند متعال، شهادت به بيكرانی نعمت‌های الهی، ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی، ستايش خدای يگانه، خواسته‌های يك انسان متعالی، سپاس به تربيت‌های الهی، نيازهای تربيتی از خدا، شكايت به پيشگاه خداوند، ای مربی پيامبر و فرستنده كتب آسمانی، تو پناهگاه منی.

غير از دعای امام حسين(ع) برای روز عرفه، دعاهای ديگری نيز از ساير ائمه اطهار(ع) روايت شده است كه در كتب ادعيه به تفصيل آمده است. شيخ صدوق كتابی تحت عنوان «ادعيةالموقف» و يا «دعا الموقف» تأليف كرده است، مشهورترين دعاهای روز عرفه پس از دعای امام حسين(ع) دعای فرزند گراميش حضرت امام زين‌العابدين(ع) است كه در صحيفه سجاديه آمده است

دعای عرفه از مشهورترين دعاهاست كه شامل مضامين عارفانه‎ای است. راويان گويند: در پايان دعا و ذكر يا رب، يا رب امام حسين(ع) چنان حاضران را تحت تأثير قرار داده بود كه از دعا كردن برای خودشان به آمين گفتن به دعای امام حسين(ع) بسنده كردند و صدای گريه مردم صحرای عرفات را پر كرده بود تا اين‌كه آفتاب غروب كرد و به سوی مشعرالحرام رفتند.

در روايت كفعمی دعای عرفه با جمله: و انت علی كل شیء قدير. يا رب، يارب يا رب پايان يافته است. اما به نقل از سيدبن طاووس در «اقبال»، دعای عرفه پس از آن با جمله: «الهی انا الفقير فی غنای فكيف لا اكون فقيرا فی فقری»، ادامه می‎يابد. خاتمه دعا چنين است: «و انت الرقيب الحاضر انك علی كل شیء قدير و الحمدلله وحده».

غير از دعای امام حسين(ع) برای روز عرفه، دعاهای ديگری نيز از ساير ائمه اطهار(ع) روايت شده است كه در كتب ادعيه به تفصيل آمده است. شيخ صدوق كتابی تحت عنوان «ادعيةالموقف» و يا «دعا الموقف» تأليف كرده است، مشهورترين دعاهای روز عرفه پس از دعای امام حسين(ع) دعای فرزند گراميش حضرت امام زين‌العابدين(ع) است كه در صحيفه سجاديه آمده است.

از همين ريشه «عرف» كلمه‌ای را هم به عنوان «اعراف» داريم. اعراف را گذرگاهی سخت در راه بهشت معنا كرده‌اند. در سوره مباركه اعراف آيه شريفه 46 می‌خوانيد: «وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَیْكُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ؛ و ميان آن دو [گروه] حايلى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك [از آن دو دسته] را از سيمايشان مى‏شناسند و بهشتيان را كه هنوز وارد آن نشده [ولى] [بدان] اميد دارند آواز مى‏دهند كه سلام بر شما.»

در تعقيب آيات 46 تا 49 سوره مباركه اعراف كه گوشه‌اى از سرگذشت بهشتيان و دوزخيان را بيان مى‌كند، درمی‌يابيم كه در اين آيات درباره اعراف كه منطقه‌اى است حد فاصل ميان بهشت و دوزخ، با ويژگيهایى كه دارد، سخن مى‌گويد.

نخست به حجابى كه در ميان بهشتيان و دوزخيان كشيده شده است اشاره كرده، و از آيات بعد چنين استفاده كرده است كه حجاب مزبور همان «اعراف» است كه مكان مرتفعى است در ميان اين دو گروه ، كه مانع از مشاهده يكديگر مى‌شود، ولى وجود چنين حجابى مانع از آن نيست كه آواز و صداى يكديگر را بشنوند، چنان‌كه در آيات ياد شده، بسيار ديده‌ايم كه همسايگان مجاور از پشت ديوار با يكديگر سخن مى‌گويند و از حال يكديگر جويا مى‌شوند، در حالى كه يكديگر را نمى‌بينند، البته كسانى كه بر اعراف؛ يعنى قسمت‌هاى بالاى اين مانع مرتفع قرار دارند، هر دو گروه را مى توانند، ببينند.

گرچه از پاره‌اى از آيات قرآن كريم؛ مانند آيه 55 سوره صافات استفاده مى‌شود كه اهل بهشت گه‌گاه مى‌توانند، از مقام خود، سر برآورند و دوزخيان را بنگرند، ولى اين‌گونه استثنائات منافاتى با چگونگى بهشت و دوزخ و وضع اصلى آن دو ندارد، و آن‌چه در بالا گفته شد، كيفيت اصلى اين دو موقف را نشان مى‌دهد، اگرچه اين قانون نيز استثناهائى دارد و ممكن است در شرايط خاصى بعضى از بهشتيان، دوزخيان را بنگرند.

غرض از بيان اين موضوع اين است كه عرفه و اعراف را هر دو گذرگاهی برای تقرب بيشتر دريافتيم كه عرفه برای رسيدن به حرم امن الهی است در دنيا و اعراف هم مكانی است برای توقف تا به بهشت داخل شويم؛ سرايی كه برای مؤمنان در نظر گرفته شده است، منتهی در آن دنيا. ارتباط نزديك بين اين دو موضوع درخور توجه است.*

* منابع: آيت‌الله جوادی آملی، صهبای حج، ص 451، برگرفته از پايگاه اطلاع‌رسانی تبيان؛ عبدالكريم بی‌آزار شيرازی، دعای عرفه، برگرفته از همان، دائرةالمعارف تشيع، ج 10، ص 529 تا 530، برگرفته از همان، معنای كلمه اعراف، برگرفته از پايگاه اطلاع‌رسانی درگاه پاسخگويی به مسائل دينی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آذر1387ساعت 23:41  توسط محمد رسولی امین  | 
 
تقدیم به مادران شهید گمنام

فرق مادر شهيد با تمام مادران ديگر زمين

خلاصه مي شود به اين

مادر شهيد پيش از آن كه مادر شهيد شود

« شهيد » مي شود ....

 

اي كاش ميدانستم كدامين گل سرخ، صبح و شام شبنم اشك را بر مزار غربتت ميريزد،

تا به او ميگفتم بيشتر اشك بريز كه اين جوان غريب، مادري هم دارد.

گلي گم كرده‌ام مي‌جويم او را

به هر گل مي‌رسم مي‌بويم او را ...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 23:3  توسط محمد رسولی امین  | 

تفسیر عشق

پرستويي در غبار بي کسي


 

در سر زميني همرنگ خاک و خون


 

پرواز مي کرد


 

بال در بال خمپاره هاي سياه


 

مثل سايه به دنبال رقص احساس در باد


 

وقتي نخل ها آتش گرفتند


 

و روح ها سبکتر از پر پرواز در آسمان اوج گرفتند


 

جانها فداي خاک سرزميني شد


 

که بوي عشق مي داد


 

اينک پرستو براي هميشه در پرواز خواهد بود


 

تا کوچ را معنايي جز شهادت نباشد


 

و عشق را تفسيري جز عشق


 

م-ميرزايي

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 19:12  توسط محمد رسولی امین  | 

فقط بگو خدايا آمدم

ماه فرار دوباره آمد. ماهی که جرعه های خنک و گوارای نور را به دل های سوزان و تفتیده بشریت نوشاند.

ماهی که با نیشتری دلنواز غفلت های انسان را به او گوشزد می کند و با کنایه ای فرح بخش جهالتش را به رخش می کشد و در هر شب آن توصیه می کند که دعای افتتاح بخواند و در آن از خدا بخواهد که به او رحم کند اما نه به خاطر گناه و معصیتش بلکه از جهالت خود از پروردگار ترحم جوید و بگوید: "فارحم عبدک الجاهل"

بی معرفت، جاهل است و جهالت مقدمه غفلت. و هر چه بر سر انسان می آید از غافلی است.

پس باید که این فرصت را مغتنم شمرد و فرار کرد از بی معرفتی، از جهالت، از غفلت که این فرصت نیز مانند ابر بهاری زود گذر است. و چه زیبا گفت مولای متقیان (ع): «و فروا الی الله من الله». که هر آن راه فرار به سوی خدا باز است و نقشه این فرار بی شک در دست اولیای خداست.

آنچه که در پی می آید گزیده ای از سخنان و توصیه های جمعی از علمای ربانی است تا توشه ای برای رهایی از غفلت و غوطه ور شدن در دریای معرفت الهی در ابتدای ماه رمضان باشد.

قطعه‌ای از بهشت در جهنم سوزان دنیا

ماه رمضان در هر سال، قطعه‌ای از بهشت است که خدا در جهنم سوزان دنیای مادی ما، آن را وارد می‌کند و به ما فرصت می‌دهد که خودمان را بر سر این سفره الهی در این ماه، وارد بهشت کنیم. بعضی همان سی روز را وارد بهشت می‌شوند. بعضی به برکت آن سی روز، همه سال را و بعضی همه عمر را. بعضی هم از کنار آن، غافل عبور می‌کنند که مایه تأسف و خسران است. حالا برای خودشان که هیچ، هر کس که ببیند این موجود انسانی، با این همه استعداد و توانایی عروج و تکامل، از چنین سفره با عظمتی استفاده نکند، حق دارد که متأسف شود. این ماه رمضان است. ماه ضیافت الله است. ماه لیلة القدر است.

مقام معظم رهبری، 17/11/1372.

راه نزدیک است

ماه رمضان، ماهی است که می‌شود با تذکر و توجه در آن، به جبران کرده‌های ناپسند پرداخت. در «دعای ابو حمزه»، عبارتی بسیار تکان دهنده وجود دارد؛ که آن عبارت، این است: «واعلم انّک للرّاجی بموضع اجابةٍ و للملهوفین بمرصد اغاثةٍ و انّ فی اللّهف الی جودک و الرضا بقضائک عوضاً من منع الباخلین و مندوحةً عمّا فی ایدی المستأثرین و انّ الراحل الیک قریبُ المسافة و انک لا تحتجب عن خلقك الاّ ان تحجبهم الاعمال دونک.»(مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی) فرد دعا خوان و ثناگو، عرض می‌کند: «ای خدای من! من امید به تو را بر امید به غیر تو ترجیح دادم. پناه آوردن به تو را جایگزین پناه بردن به دیگران کردم و می‌دانم اگر کسی به سوی تو بیاید، راه نزدیک است...»

مقام معظم رهبری، 14/11/1373.

.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 21:51  توسط محمد رسولی امین  | 

 «زهرا در سجاده ى بندگى »

 

 

 

«زهرا در سجاده ى بندگى »

صحیفه ى تاریخ، تا به حال شاهد عبادتهایى بس شگفت از اولیاى الهى بوده است. در میان تمامى عبادتها، آنچه به صفحات تاریخ زینت و جلوه اى بى نظیر بخشیده، عبادتهاى بانوى بزرگوارى است که در اوج جوانى، مایه ى فخر و مباهات عابدان گردیده است. این عابده ى بى همتا، هموست که در وصف عبادتش چنین آمده است:

در تمام دنیا، عابدتر از فاطمه (علیها السلام) یافت نمى شود؛ او به حدى براى عبادت برپا مى ایستاد که پاهایش ورم مى کرد.(1) بارى، عبادتهایى که از حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) گزارش شده است، با آنچه تا به حال دیده یا شنیده ایم، بسیار متفاوت است.

توصیف کمیت و کیفیت عبادات فاطمه ى زهرا (علیها السلام) کارى است وراى امکان که جز از عهده ى خداوند و برگزیدگان خاص او بر نمى آید. در عظمت عبادت او، همین بس که خداوند عالمیان به وصف عبادات او و یگانه کفو و همتایش، على (علیه السلام) مى پردازد.

پس از هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه، على (علیه السلام) در پى مأموریتى که از جانب آن حضرت دریافت کرده بود، بلافاصله به همراه فاطمه ى زهرا (علیها السلام) و تنى چند از زنان و ضعیفان، کاروانى ترتیب داد و شتابان به سوى مدینه سرعت گرفت. مشرکان مکه که از کف دادن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، خشمشان را برانگیخته بود، تصمیم گرفتند که آنان را از میانه ى راه بازگردانند و به گروگان بگیرند؛ اما شجاعت و مردانگى امیرالمؤمنین (علیه السلام)، داغ این آرزو را بر دلهایشان نهاد و عاقبت، این کاروان پس از جنگ و گریزهاى طاقت فرسا، به سلامت بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد.

به محض ورود على و فاطمه (علیهما السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با شادمانی کم نظیری به استقبالشان شتافت؛ على (علیه السلام) را در آغوش فشرد و فرمود: "پیش پاى شما جبرئیل بر من نازل شد و مرا از تمام احوال شما در این سفر باخبر ساخت؛ از عبادت هاى میان راهتان، از تهجد شب هایتان، از مناجات هاى مداومتان، از تفکر پیوسته یتان و نیز از جنگ و گریزهایتان تا بدین جا. او این آیات جانبخش را از جانب خداوند رحمان، به استقبال شما فرود آورده است: «آنانکه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آن گاه كه بر پهلو خوابيده اند، ياد مى كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى انديشند (و مى گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!...»"(2)

عطر روح فزاى وحى، به یکباره تمام خستگى آن جنگ و گریزهاى طاقت فرسا را از تن خسته ى على و فاطمه (علیهما السلام) سترد؛ چرا که خداوند متعال با این آیات، بر نماز، تهجد، مناجات، تفکر و ذکر مدام آنان، مهر قبولى نهاده بود.

اما عبادت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کمیت نیز، تا بدان حد گسترده است که در لحظه لحظه ى زندگى او حضور و ظهور دارد؛ رفتار او، گفتار او، نگاه او، تلاش او، نفس کشیدن او و هر لحظه ى شب و روز او عبادت بود. او هر شب بعد از خوابانیدن بچه ها و فراغت از دیگر و وظایف خانه دارى، بر سجاده ى عبادت به نماز مى ایستاد؛ تا جایى که پاهاى مبارکش کبود و متورم مى شد.

شب ازدواج آن بانوی بى همتا، این چنین توصیف شده است:

على (علیه السلام) در آن شب، همسرش را نگران و گریان دید. علت را پرسید. فاطمه (علیها السلام) فرمود:"حال خود را در پایان عمر و عالم قبر به یاد آوردم؛ چرا که انتقال از خانه ى پدرم به منزل خودم، مرا به یاد انتقالم به قبر انداخت. تو را به خدا قسم بیا در این ساعات آغازین زندگى به نماز برخیزیم و امشب را به عبادت خدا بپردازیم."(3)

آرى، فاطمه ى زهرا (علیها السلام)، این اسوه ى کامل و دُردانه ى بانوان جهان، در شیرین ترین و خاطره انگیزترین لحظه هاى زندگى نیز از هدف خلقت خویش غافل نمى شود و از همسرش مى خواهد که از آن شب نیز براى تقرب به خداوند استفاده کنند. لذا شخصیت زهراى اطهر (علیها السلام) از همان شب اول چنان براى امیر المؤمنین (علیه السلام) جلوه مى کند که وقتى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرداى آن شب از على (علیه اسلام) مى پرسد: "همسرت را چگونه یافتى؟!" بى درنگ مى فرماید: "بهترین یار و یاور براى اطاعت و عبودیت خداوند."(4)

(بر گرفته از کتاب "جامی از زلال کوثر تألیف آیت الله محمد تقى مصباح یزدى)

 

وبلاگ عدالت فرارسیدن 20 جمادی الثانی

سالروز میلاد خجسته

جلوه تام عبودیت و مظهر کامل حیا و عفت

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

را به تمامی مسلمین جهان، خصوصا شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می گوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 0:37  توسط محمد رسولی امین  | 

ويژگي هاي عصر امام خميني(ره)

عصر امام خميني، قطعه اي نوراني از تاريخ بشر است که از ويژگي هاي منحصر به فردي برخوردار است. در اين جا به پاره اي از آن ها اشاره مي کنيم:

الف- تجديد حيات ديني و معنوي انسان معاصر

موهبت آسماني انقلاب عظيم اسلامي که در حقيقت سرآغاز عصر جديدي در حيات بشري گرديد مبدأ زماني تجديد هويت معنوي و ديني و اسلامي انسان معاصر محسوب مي گردد، چنان که مقام معظم رهبري فرمودند:

«انقلاب اسلامي هويت اسلامي را در دنياي اسلام و هويت معنوي را در کل جهان زنده کرد.»(1)

تحليل گران زيادي به مانند رهبر حکيم انقلاب بر اين اعتقادند که تجديد حيات معنوي و ديني بشر «با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران آغاز شده است و به اين لحاظ دهه شصت را بايد اولين دهه از اين تجديد عهد محسوب داشت.»(2)

به همين جهت بايد گفت:

اگر بنا باشد تاريخي را براي احياي هويت ديني (در جهان معاصر) در نظر بگيريم آن تاريخ 1979 ميلادي است؛ يعني مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي ايران که خيزش عظيمي را براي تفکرات ديني در تمام اديان به وجود آورده است.

آخرين آمارها در مورد احياي تفکر ديني که در سال 1990 م صورت پذيرفته نشان مي دهد که تقريباً 70% مردم اروپا احساس دينداري مي کنند. در تمام اديان از هندوئيسم گرفته تا بوديسم و ... و انواع فرقه هاي مسيحيت همه از يک نوع بازگشت به تفکر ديني خبر مي دهند و انقلاب اسلامي ايران موجب احياي تفکر ديني در جهان گشت. (3)

صاحب نظران زيادي بر اين اعتقادند که تاثيرات انقلاب اسلامي بر تجديد حيات هويت ديني بشر بسيار عميق مي باشد. دکتر سعيد محمدالشهابي سردبير مجله معروف پرتيراژ العالم در اين باره مي گويد:

«انقلاب اسلامي ايران نه تنها در جامعه اسلامي بلکه در اکثر جوامع تاثير اساسي بنيادي داشته است. بي شک طي بيست سال گذشته هيچ حرکتي به اندازه انقلاب ايران نتوانست بر جامعه بشري تاثيرگذار باشد، دين نقش اساسي و حياتي در اجتماع دارد و انقلاب اسلامي اين نور را بر بشريت تاباند و روشني بخشيد.»

اگر بنا باشد تاريخي را براي احياي هويت ديني (در جهان معاصر) در نظر بگيريم آن تاريخ 1979 ميلادي است؛ يعني مقارن با پيروزي انقلاب اسلامي ايران که خيزش عظيمي را براي تفکرات ديني در تمام اديان به وجود آورده است.

وي اضافه نمود:

«انقلاب اسلامي سبب شد تا روشنفکران و متفکرين ضرورت توجه به مسائل ديني و تاثير آن بر وجدان بشريت و افکار سياسي- اجتماعي را به خوبي مورد توجه قرار دهند. ما در عصر انقلاب اسلامي شاهد رجوع و تمسک مسلمين و غيرمسلمين به اهل دين شديم.(4)

تاثيرات گسترده حضرت امام خميني و انقلاب اسلامي بر حيات ديني و معنوي انسان معاصر، توجه تحليل گران بين المللي را به شدت به خود جلب نموده است. شبکه اول تلويزيوني بي بي سي انگليس در يکي از قسمت هاي مجموعه برنامه مستند خود به نام «قرن دوم» که به مناسبت نزديک شدن قرن 21 تهيه کرده بود به بحث و بررسي پيرامون موضوع مورد اشاره پرداخته مي گويد:

«آن چه در ايران در سال 1979 رخ داد نه تنها براي ايرانيان بلکه براي تمام اديان جهاني نقطه عطفي که از بازگشت ميليون ها نفر در سراسر دنيا به اصول گرايي مذهبي خبر مي دهد.»

به گفته اين شبکه: «در سراسر جهان، پيروان ديگر اديان مانند مسيحيت، يهوديت و هندو نيز به اصول گرايي مذهبي روي آوردند؛ حتي در ترکيه نيز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود روند بازگشت به اصول اسلامي سرعت گرفته است.(5)

ب- بطلان نظريه هاي ضد ديني

در سال هاي متمادي پيش از انقلاب اسلامي «پيروزي نظريات مادي آن چنان حتمي به نظر مي رسيد که انديشوران قرن هيجدهم مانند «بيل» و فلاسفه دائره المعارفي فرانسه به طور کلي، مکان و منزلتي براي دين در آينده قائل نبودند، به همين نحو در قرن نوزدهم فلسفه هايي پديد آمد که يا به طور کلي منکر دين مي شد مانند فلسفه مارکس و يا خود مذهبي دروغين را جايگزين اديان آسماني مي کرد.(6)

در قرن بيستم ماترياليست هاي شرقي و غربي به بسط مبارزه علني خود با دين و باورهاي ديني در سطح جوامع پرداختند اما سير تحولات تاريخي و وقوع انقلاب اسلامي ايران آن چنان شرايط موجود را در آخرين سال هاي قرن بيستم تغيير داد که نظريه پردازان بين المللي و جامعه شناسان ... با اعتراف به حيات مجدد دين در جوامع بشري به طرح نظريه «تجديد حيات ديني در قرن بستم» به عنوان يک نظريه معتبر علمي، طي سال هاي اخير پرداخته اند؛ از آن جمله گيدنز، جامعه شناس مشهور انگليسي، در فصلي از کتاب خود با عنوان پديده نوزايي ديني مي نويسد:

«در گذشته سه غول فکري جامعه شناسي يعني «مارکس»، «دورکيم» و «ماکس وبر» با کم و بيش اختلافاتي فرآيند عمومي جهاني را به سمت سکولاريزيسيون و به حاشيه رفتن دين مي ديدند ولي از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامي ايران شاهد تحقق عکس اين قضيه هستيم؛ يعني فرآيند عمومي جهان روند معکوسي را آغاز و به سمت ديني شدن پيش مي رود.» (7)

به بيان ديگر با وقوع معجزه انقلاب اسلامي به رهبري امام عظيم الشأن و گسترش خيره کننده حوزه نفوذ اديان بزرگ الهي- به ويژه دين مبين اسلام- امروز ديگر تحليل گران وقايع سياسي و تحولات اجتماعي به خود جرأت انکار جايگاه رفيع دين در اجتماع بشري و پيش بيني انزواي آن را در آينده جهان معاصر نمي دهند بلکه با چرخشي 180 درجه اي از مواضع پيشينيان خود تصريح مي نمايند:

«بازي قدرت جهاني که در دهه هاي آينده پديد خواهد آمد بدون در نظر گرفتن قدرت روزافزون اسلام، مذاهب کاتوليک و مذاهب ديگر قابل درک نيست. (8)

پيتر. ال. برگر (9) (Peter L Berger) از مشهورترين جامعه شناسان ديني و استاد دانشگاه بوستون (آمريکا) و مدير موسسه مطالعات فرهنگ اقتصاد در اين دانشگاه در اين زمينه مي نويسد:

«جهان امروز جهاني به شدت ديني است و نمي توان آن را چنان که بسياري از تحليلگران نوگرا (خواه از روي تفنن و خواه از روي يأس) اعلام کرده اند جهاني سکولار ناميد.

... ميل به دين همواره در بشر وجود داشته است و از ميان بردن آن عملاً امري محال است. البته متفکران تندرو عصر روشنگري و اخلاف امروزي آن ها به چنين چيزي انديشيده و مي انديشند، ولي تاکنون اين ميل از ميان نرفته است.»

«آنان که از نقش دين در تحليل مسائل جهان معاصر غفلت مي ورزند، مرتکب خطاي بزرگي مي شوند.» (10)

ج- برائت جهاني از عقايد الحادي

با پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر بي اعتبار شدن مکاتب مادي و الحادي زمينه فروپاشي نظام هاي الحادي و تجديدنظر تئوري پردازان اين گونه نظام ها در عقايد مبنايي خود، فراهم گرديد. چنان که با گذشت يک دهه از پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از سران احزاب و نظام هاي کمونيستي و شخصيت هاي مارکسيست، با پشت پا زدن به عقايد باطل خود، از هرگونه عقيده اي که در تعارض مسلم با ايمان مذهبي، اعلام برائت نمودند.

براي نمونه، الکساندر زوگانف رهبر حزب کمونيست روسيه، در اظهارنظرهاي صريح خود گفت:

«ما از افکاري که وجود خداوند را انکار مي کند دست برداشته ايم.»(11)

فيدل کاسترو، رهبر قدرتمند يکي از مقاوم ترين نظام هاي کمونيستي در دنيا، با افتاخار اعلام مي دارد:

«تا وقتي که خدا بخواهد اداره کشور را در دست خواهم داشت. ابتدا خواست و اراده خدا، و پس از آن خواست و اراده مردم بالاتر از هر چيزي است!»(12)

حشمت اوزال، شاعر برجسته و مارکسيست معاصر ترکيه نيز که سال ها به خاطر اعتقاداتش در زندان به سر برده، ضمن روي آوردن به اسلام اظهار داشت:

«اصلاً از اعتقادات جديدم (اسلام) پشيمان نيستم، زيرا در زندان اين فرصت را داشتم که ارزش اعتقادات خود را بيابم.»

وي مي گويد:

«هموطنان من از گرسنگي ماوراء الطبيعه رنج مي برند؛ گرسنگي که فقط با قرآن رفع مي شود.» (13)

ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري روسيه هم در گفت و گو با روزنامه فرانسوي فيگارو بعد از يادآوري اين مطلب که «اجراي فرايض ديني در شوروي سابق بدون خطر نبوده اما مادرش او را در کليسا غسل تعميد داده است» مي گويد:

«من به نوبه خودم از اين که به کليساي ارتدوکس روسيه تعلق دارم افتخار مي کنم. اين تعلق مرا غني مي کند و يک ارتباط شخصي با ملتم و فرهنگش به وجود مي آورد.» (14)

د- احياي فکر ديني در ميان سياستمداران

امروزه بر اثر قيام امام خميني (ره) بار ديگر ارزش هاي ديني در کانون توجهات جهاني قرار گرفته است، تا آن جا که حتي بسياري از سران کشورها و دولت ها در شرق و غرب عالم با همسو ديدن فضاي حاکم بر دنيا و کشورهاي خود با حرکت ولو آرام به سوي حقيقت دين و ... به تجليل از دين و اعتقادهاي ديني پرداخته اند، و دين به عنصري براي تحت تاثير قرار دادن بسياري از سياست هاي جاري دولت هاي جهان مبدل گشته است.

نيکلاي چرون از سياست مداران معروف و رئيس حزب ملي ليبرال دموکراتيک روماني در ديدار با سفير جمهوري اسلامي در اين کشور با بيان اين مطلب که «انقلاب اسلامي پديده اي بي نظير در تاريخ است» اظهار داشت:

«انقلاب اسلامي ايران هدف مهمي چون احياي ارزش هاي ديني در جامعه را دارد و روماني امروز نياز مبرم به احياي ارزش هاي ديني داشته و ما خواهان بهره گيري از تجربيات ايران هستيم.»(15)

دکتر ولايتي، مشاور مقام معظم رهبري در امور بين الملل، با نقل خاطره اي در اين باره اظهار مي دارد:

«من يک موقعي با آقاي لخ والسا رئيس جمهور لهستان و رهبر قبلي جنبش همبستگي ملاقاتي داشتم و اين در زماني بود که او رئيس جمهور شده بود، ايشان به من مي گفت:

«انقلاب شما روي ما هم اثر گذاشت و ما خوشحاليم از اين که در کشور شما يک انقلاب بر اساس دين صورت گرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي موجب احياي فکري ديني حتي در سطح حکومت ها شد؛ ولو در کشورهاي مسيحي.»(16)

هـ) حيات مجدد دين و اعترافات غربي ها

پيروزي انقلاب اسلامي در عرصه هاي مختلف و رجعت دوباره بشر معاصر به باورهاي ديني تحليل گران غرب را به بيان اعترافات صريحي در خصوص غفلت قدرت هاي جهاني از پتانسيل عظيم دين واداشته است.

دانيل پاپيز ((Daniel Pipes رئيس انجمن سياست خارجي ايالات متحده آمريکا در کنفرانسي در اسلامبول ترکيه گفت:

«بايد اعتراف کنيم که بيش از پيروزي انقلاب اسلامي ما براي افکار ديني و مذهبي هيچ جايي باز نکرده بوديم ولي از اين پس براي ما آمريکايي ها ضروري است که زمينه اي جهت مطالعه و تحقيق پيرامون مذهب فراهم آوريم.» (17)

سخنان بري رابين از روزنامه نگاران معروف غربي (و نويسنده مقاله اسلام نرمال) در جلسه روزنامه نگاران معروف غربي در شهر بروکسل، وجه ديگري از واقعيت مورد اشاره ما مي باشد، وي در اين جلسه گفت:

«واشنگتن در سال هاي گذشته اهميت دين در ارتباطات سياسي و ديپلماسي را درک نکرده بود و اين مسئله مشکلات فراواني را براي ما آمريکايي ها به وجود آورد که براي واشنگتن گران تام شد.»

رابين افزود:

«اگر بخواهيم در آينده با اين مشکلات مواجه نباشيم بايد اين مطلب را بپذيريم و آن را درک کنيم که دين يک واقعيت اساسي و زيربنايي جوامع بشري است.»(18)

به واسطه شرايط جديد جهاني و تاثيرات رو به افزايش دين در جهان معاصر «بعد از انقلاب اسلامي تحولي عظيم در ارزيابي دين در آمريکا به وجود آمده است؛ به طوري که امروز دين در همه مجامع (علمي، فرهنگي و سياسي و ...) مورد بحث است.»(19) و تحقيقات متنوعي در اين باره به صورت مداوم صورت مي پذيرد چنان که:

«پنج سال پيش در آمريکا مسئله اصول گرايي ديني در جهان را بررسي کردند و پنج کتاب مختلف از اديان متفاوت (اسلام، مسيحيت، يهود و ...) در خصوص آن منتشر کردند و جالب اين که همه کتب ياد شده مسئله ريشه دار بودن دين و اعتقادات در جامعه را بررسي و مورد توجه قرار داده اند.»(20)

در هر حال نقش اساسي انقلاب اسلامي در اين خصوص، غيرقابل انکار بوده و «اين موارد قبل از پيروزي انقلاب اسلامي وجود نداشت و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نمودار شد».(21)

چنان که نويسنده و تحليل گر روزنامه تايمز چاپ لندن مي نويسد:

«... در پاييز 1357 دنياي غرب به دليل انقلاب ايران بار ديگر اسلام را کشف کرد... و ما غربي ها خيلي زود فهميديم که الله اکبر به معناي خدا بزرگ تر است، مي باشد.»(22)

و- افزايش تلاش جهاني براي آشنايي با اسلام

در عصر امام خميني، اشتياق وصف ناپذيري از سوي شخصيت ها و مجامع علمي و تحقيقاتي جهان براي شناخت ابعاد مختلف اسلام و نيز تلاش براي شناسايي مقوله دين و ديگر اديان الهي، ظهور يافته است.(23)

گرچه تلاش هاي وسيعي که امروزه در جهت شناخت بيش از پيش اسلام از سوي ملت ها و دولت ها و موسسه هاي تحقيقاتي و ... مصروف مي گردد، هر کدام اغراض خاص خود را تعقيقب مي کند اما نکته اين جاست که اين تلاش ها به هر جهت، بخشي از تاثيرات شگرفت انقلاب الهي و يکي از ويژگي هاي عصر جديدي است که با قيام خالصانه روح خدا- خميني کبير(ره)- آغاز گرديد.

انقلاب شما روي ما هم اثر گذاشت و ما خوشحاليم از اين که در کشور شما يک انقلاب بر اساس دين صورت گرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي موجب احياي فکري ديني حتي در سطح حکومت ها شد؛ ولو در کشورهاي مسيحي.

به عنوان نمونه مي توان اشاره کرد که: «در بيست سال گذشته اسلام شناسي در آمريکا فقط در بعضي از دانشگاه هاي بزرگ تدريس مي شد ولي در حال حاضر تمام دانشگاه هاي کوچک و بزرگ درس اسلام شناسي دارند و اين نشان دهنده تاثير انقلاب اسلامي ايران است.»(24)

توشيو کوردا محقق و تازه مسلمان ژاپني هم در همين زمينه مي گويد:

«قبل از انقلاب اسلامي ايران هر کتابي که با عنوان و محتواي اسلامي در ژاپن چاپ مي شد داراي تيتراژي کمتر از هزار نسخه بود. الحمدالله بعد از پيروزي انقلاب کتاب هاي اسلامي در ژاپن رو به گسترش رفته است.»

وي اضافه نمود:

«مدتي پيش کتابي در مورد روح و معنويت اسلام به زبان ژاپني نوشتم که در عرض يک ماه بيش از بيست هزار نسخه آن به فروش رفت.»(25)

«در کره جنوبي نيز کتاب هاي مربوط به اسلام، سالانه بيش از يکصد هزار جلد به فروش مي رسد؛ محمد اوزاکپ رئيس بنياد فرهنگي (Afifinity Intercultural) (تقريب بين فرهنگ ها) استراليا هم در اين خصوص مي گويد: در استراليا مردم گروه گروه به مساجد مي آيند و در مورد اسلام سوال و تحقيق مي کنند.»(26)

ز- آهنگ عزيمت انسان به قلمرو تاريخي ديگر

امام خميني(ره) با پايه گذاري و هدايت انقلاب عظيم اسلامي، دگرگوني بزرگ تري را در عرصه حيات بشري رقم زدند و عصر جديدي را به وجود آوردند.

عصري که در آن رويکرد گسترده و بي سابقه اي به حوزه معارف توحيدي و ديني براي بازخواني مجدد مفاهيمي آغاز گرديد که نقش اساسي در شکل دهي به حيات معنوي و مادي بشر دارند.

گويا انسان سرخورده از آرزوهاي بي حد و حصر مادي، براي ورود به ساحت جديدي از حيات تاريخي خود آماده مي گردد.

بسياري از صاحب نظران بين المللي به اين واقعيت اذعان دارند که «سال هاي پاياني قرن بيستم حرکت هاي مذهبي شکل ديگري به خود گرفت و دين با ارائه مجدد پيام هاي مذهبي و دگرگون سازي ساختار مذهبي وارد ميدان شده است.»(27)

به واقع مي توان گفت: «بشر کنوني همه اميدش به دين و معنويت است، و بشر سرش به ديوار خورده، بازگشته خود را بيابد، غرب هم همه اميدش الان به دين است، پوپر و امثال او يعني پوزيتيوريست ها که پشت به دين کرده اند پنبه غفلت در گوششان است. به وضع معاصر غرب نظري بيندازد: غالب متفکران معاصر چه اهل دين و چه غير اهل دين توضيحاتي راجع به دين و معنويت دارند.»(28)

بحران همه جانبه دنياي مدرن بشر معاصر را در مخمصه پيچيده اي قرار داده است، و انسان عصر جديد آمال متعالي و معنوي خود را در غوغاي نفس گير ماده پرستي، از دست رفته مي بيند از همين روست که انسان آهنگ عزيمت به قلمرو تاريخي ديگري را دارد.

«گفته اند- و شايد هم نه بي دليل- که همه اصول نوآورانه عصر جديد اکنون خود در وضعيت بحراني قرار گرفته اند، و در تاييد اين نظر دلايلي چند وجود دارد که نشان مي دهد انسان اروپايي مشغول جمع کردن خيمه و خرگاه خويش از سرزمين نويني است که طي سيصد سال گذشته در آن رحل اقامت افکنده بود، اين انسان آهنگ عزيمت به قلمرو تاريخي و شيوه زيستي ديگري دارد.»(29)

 

پي نوشت:

1- در ديدار وزير امور خارجه و نمايندگان سياسي جمهوري اسلامي ايران در خارج کشور با معظم له، 25/5/78

2- سيد مرتضي آويني، آغازي بر يک پايان، ص 36

3- پروفسور محمدحسين هدي، انديشمند مسلمان مقيم اتريش، در مصاحبه با روزنامه کيهان، 25 و 29/11/76

4- روزنامه کيهان 15/11/75

5- فصل نامه حضور، شماره 19، به نقل از خبرگزاري جمهوري اسلامي، 28/11/75

6- دکتر سيد حسين نصر، محمد خاتم پيامبران(ص)، ج1، ص9

7- آنتوني گيدنز، جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، ص 75

8- الوين تافلر، تغيير ماهيت قدرت، ص 659

9- افکار وي در ميان انديشمندان حوزه اجتماعي جايگاه ويژه اي دارد. او کتاب هاي متعددي در زمينه تئوري جامعه شناختي، جامعه شناسي دين و توسعه جهان سم به رشته تحرير درآورده است که به ده ها زبان در کشورهاي مختلف جهان ترجمه و منتشر گرديده است. از جمله: عظمتي در آينده: اعتقاد در عصر خوش باوري (1993)- خنده آزاد(1997).

10- پيتر. ال. برگر، افول سکولاريزم، دين خيزش گر و سياست جهاني، ترجمه افشار اميري، ص 25، 29، 33

11- روزنامه ابرار، 24/10/74

12- روزنامه جمهوري اسلامي، 11/6/77

13- همان، 16/1/69 به نقل از روزنامه هاي تانئا، چاپ آتن، يونان

14- روزنامه کيهان، 9/8/79

 15- روزنامه جمهوري اسلامي، 29/2/75

 16- در مصاحبه با روزنامه کيهان، 17/11/78

17- روزنامه جمهوري اسلامي، 20/9/68، به نقل از مجله العالم

18- جرايد، 15/1/69

19- دکتر عبدالعزيز سادشادنيا، از اساتيد دانشگاه ويرجينياي آمريکا، سخنراني در کنگره بين المللي امام خميني(ره) و احياي تفکر ديني، روزنامه جمهوري اسلامي، 13/3/76

20- دکتر سعيد محمد الشهابي، سردبير مجله العالم، روزنامه کيهان، 15/11/75

21- روابط عمومي سازمان بهزيستي مازندران، امام و انقلاب در آيينه انديشه جهان، ص 71و 72

22- دکتر عبدالعزيز شاشادنيا، از اساتيد دانشگاه ويرجينياي آمريکا، روزنامه جمهوري اسلامي، 13/3/76

23- در مصاحبه با روزنامه کيهان 11/9/78

24- روزنامه يني شفق، 21/9/80، ماهنامه غرب در آئينه فرهنگ (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي) بهمن 80، ش 16

25- ژيل کپل، اراده خداوند، ترجمه عباس آگاهي، ص 11

26- دکتر رضا داوري، کيهان، 20/5/69

27- خوسو آرتگاي اي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 0:8  توسط محمد رسولی امین  | 

New Page 5

Powered javascript code by WwW.mohammadrasouliamin.blogfa.Com-->

12 or 24 hours timer